آموزه های جنسیتی مسیحی

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو


زن و متون مقدس مسیحی

در طول تاریخ، زنان مسیحی از یک سو با منزلت قدسی کتاب مقدس روبرو بوده و از سوی دیگر با بخش‌هایی از این متن که از نظر آنان ناعادلانه می‌آمده و نمی‌توانستند با آن کنار بیایند، در چالش بوده‌اند.[پانویس ۱].[۱].[۲]از سوی دیگر، در کتاب مقدس و یا حداقل در تفسیر مفسران از آن، برداشت‌های دوگانه زیادی دیده می‌شود که جدال‌های فراوانی میان الهی‌دانان را نیز رقم زده است و گاهی در مسائل جنسیتی نیز منشأ اثر می‌گذارد. اعتراض به دیدگاه مردمحور کتاب مقدس را، در قرون وسطی و پیش از پیدایش جنبش فمینیسم نیز می‌توان مشاهده کرد، اما بی‌تردید حجم و وسعت این انتقادها در دهه‌های اخیر گسترش چشمگیری یافته است.

اسوه‌های دینی و زنان نامدار متون مقدس

اسوه‌های دینی، چهره مطلوب و نمادین هر دین هستند که دیگران به تبعیت و برخورداری از صفات و ویژگی‌های آنان دعوت می‌شوند و باید بکوشند همانند او شوند. از همین رو عیسی می‌گوید: «آنچه از من آموخته و پذیرفته‌اید و هر آنچه از من شنیده و یا در من دیده‌اید، همان را به عمل آورید، که خدای آرامش با شما خواهد بود».[۳]

در تاریخ، نام زنان نامداری با ایام حیات عیسی گره خورده است که نشان‌دهنده بهره‌گیری عیسی از ظرفیت‌های زنان در قیام خود است؛ به عنوان مثال، انجیل یوحنا نقش ویژه‌‌ای برای مریم مجدلیه در جریان رستاخیز قائل شده است؛ او اولین کسی است که عیسی را پس از رستاخیز، پیش از حواریون ملاقات کرد. مریم مجدلیه زن بدکاره‌ای است که عیسی روح ناپاک را از وجود وی بیرون کرده است.[۴]

در برهه‌های دیگر تاریخ مسیحیت، از جمله در دوران حواریون و رسولان مسیحی، زنان همچنان نقشی جدی داشتند؛ به عنوان نمونه، پولس طی نامه خود به رومیان، در درودهایش به اعضای کلیسا، در کنار هجده مرد، از شانزده زن نام می‌برد و در نامه به فیلیپیان ،[۵] دو زن را معرفی می‌کند که هم‌عرض او که همچون او به موعظه و تعلیم پرداخته‌اند. وی از زنی به نام جونیاJunia به عنوان رسول نام می‌برد و از زن برجسته‌ای به نام فوبی phobe به عنوان خادم کلیسا و معاون خود[۶] یاد می‌کند.[۷] همچنین پولس از پرسکلا به عنوان همکار خود نام می‌برد.[۸]

نکته حائز اهمیت دیگر این است که علی‌رغم نقش‌آفرینی زنان در دوران نخستین مسیحیت، گزارش‌های محدودی از زنان در متون دینی مسیحی وجود دارد و کمتر در نقش اسوه‌های دینی معرفی شده‌اند؛ گویی در مسیحیت صرفاً با یک اسوه مواجه هستیم: «عیسی». ممکن است گفته شود جایگاه مریم نیز برجسته و در حد یک اسوه است و بی‌شک امروزه مسیحیت از یک مرد (عیسی) در کنار یک زن (مریم) به صورت جدی سخن می‌گوید و برجسته‌سازی ویژگی‌های زنانه او تأکید دارد؛[۹] ولی تاریخ مسیحیت گواهی می‌دهد مریم در قرن‌های اخیر است که این جایگاه را یافته و در گذشته بدون تردید در حد یک الگو در کنار عیسی و حواریون نبود.

زن در اندیشه مفسران متون مسیحی

در نوشته‌های آبای کلیسا و مفسران و رهبران مسیحی، جملات منفی در خور توجهی در تبیین منزلت و جایگاه زنان دیده می‌شود[۱۰] و البته تعداد کمتری نیز به تمجید و تحسین زنان مبادرت کرده‌اند. نباید از نظر دور داشت که به تعبیر هانس کونگ ، از الهی‌دانان برجسته معاصر مسیحی، کلیسای روم در محروم نگاه داشتن زنان، به «سنت کلیسایی» استناد می‌کند[۱۱] و معنای این استناد این است که هرچه در طول تاریخ مسیحیت، رهبران و پاپ‌های مرد و شوراهای کلیسایی با حضور مردان تشکیل شده، تصویب و بیان کرده‌اند، امروز نیز حجت است. در ادامه به برخی دیدگاه‌های منفی مهم‌ترین آبای کلیسا و رهبران مسیحیت درباره زن می‌پردازیم: ترتولیان، از آبای مسیحی، خطاب به زن می‌گوید: «تو دروازه شیطانی! تو آن کسی را که شیطان جرئت نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد، مجاب کردی. به سبب تو بوده که پسر خدا ناگزیر به مردن شد. تو باید پیوسته جامه سوگ و ژنده به تن داشته باشی».[۱۲] ترتولیان معتقد بود زنان در عقل و اراده ضعیف‌ترند و در همه چیز محتاج مردان هستند و مردان فقط برای تولیدمثل به زنان نیاز دارند.[۱۳] آگوستین نیز که او را می‌توان برترین عالم مسیحی دانست، معتقد بود: «زن حیوانی است که نه استحکام دارد و نه استواری؛ زن از بدی تغذیه می‌کند و سرآغاز همه دعاوی و مخالفت‌هاست و طریق هرگونه فساد اخلاقی است».[۱۴] وی معتقد بود زن ، فقط زمانی صورت خدا را دارا خواهد بود که با مرد (که سرور وی است) همراه باشد و این در حالی است که مرد صورت خدا را صرف نظر از ارتباطش با زن ، دارا می‌باشد. او مرد را صورت انسانیت حقیقی و زن را پایین‌تر و غیرکامل دانست.[۱۵] همچنین آکویناس طبیعت بیولوژیک و روانی زن را پست‌تر، وی را از لحاظ جسمانی ضعیف‌تر، فاقد کنترل اخلاقی بر خود، و از نظر قوای عقلانی پایین‌تر می‌دانست.[۱۶] او بیان می‌داشت زن دارای نوعی نقص، و مردی ناقص است و موجودی عرضی و تبعی است و زن به علت ضعف طبیعت، اعم از عقل و بدن، تابع مرد است و مرد آغاز و انجام اوست.

البته معتقدات آکویناس دارای جنبه‌های مثبتی نیز بود و وی اظهار می‌کرد زن مانند مرد به صورت خدا آفریده شده است و به طور کلی دارای شأن برابر با مرد است و سرنوشت ابدی روح زن همانند مرد است. او تأکید می‌کرد خداوند زن را فقط برای تولید مثل نیافریده، بلکه برای زندگی مشترک نیز آفریده است.[۱۷] ویل دورانت -تاریخ نگار شهیر- در کتاب خود بیان داشته که اندیشمندان مسیحی قرون وسطی، همچون یوحنای زرین دهان ، درباره زن این‌گونه می‌اندیشیدند: «شری ضروری، وسوسه‌ای طبیعی، مصیبتی مطلوب، خطری خانگی، جذابیتی مهلک و آسیبی رنگارنگ...».[۱۸]

خوانش‌ها و تفاسیر از جایگاه زن در متون مقدس

پس از مطالعه 148 آیه از عهد جدید که درباره زنان است و فرازهایی از عهد عتیق که مرتبط با زنان و مورد پذیرش مسیحیت است، برخی، الهیات و متون مقدس مسیحی را ناجنسیت گرا، برخی به شدت جنسیت گرا، و عده‌ای، تنها بخشی از آن را جنسیت گرا می‌دانند.

مدافعان دیدگاه کم‌نقشی یا بی‌نقشی جنسیت در متون مسیحی بر این باورند که یا نمی‌توان این متون را دارای رویکرد جنسیتی، مردسالار و زن ستیز دانست و یا اگر خرده نگاه‌های جنسیتی و موجب تنقیص یک جنس وجود دارد، باید تأویل و توجیه شوند. آن دسته از عبارات کتاب مقدس که به نوعی بتوان تنقیص زنانگی را از آن برداشت کرد، بیشتر ناظر به حوزه شریعت و مربوط به عهد عتیق است که در عهد جدید کنار گذارده شده است. از سوی دیگر، برخی جملات به ظاهر ضد زن از بزرگان مسیحی همچون پولس را باید در فضای حاکم بر همان دوران تحلیل کرد؛ مثلا تحذیر او از ایفای نقش‌های منفی و شرارت آلود زنان، واکنش به شرایط آن عصر بوده است که در آن، از زنان سوءاستفاده می‌شده است.[۱۹] همچنین از منظر آنان، در تصویر عهد جدید، دیگر از آن شدت تأکید بر نقش حوا در گناه نخستین و ورود شرارت به عالم خبری نیست؛ اینکه عیسی (خدا)، مولود یک «زن» است[۲۰] و یک زن در جایگاه «مادر خدا» قرار می‌گیرد، خود نشان‌دهنده منزلت زن در مسیحیت و بالاترین دلیل بر جایگاه متعالی این جنس است. همچنین اینکه بر امکان نجات زنان در عهد جدید تأکید شده [۲۱] و اناجیل در تصویر حضور پررنگ زنان در پای صلیب دارای اشتراک هستند، نشان از نقش زنان دارد. آن‌ها حمایت مالی زنان از عیسی و پیروان او[۲۲] را نشان‌دهنده استقلال مالی زنان و امکان دخل و تصرف آنان در اموال خود دانسته و زنده‌کردن و شفای بیماری‌های جسمی و روانی زنان [۲۳] و آمرزش زن بدکاره [۲۴] را گواهی بر توجه عیسی و عهد جدید به زنان می‌دانند. در متون دینی، در هنگام دستور مسیح به اطاعت فرزندان از والدین، از مادر در کنار پدر نام برده می‌شود.[۲۵] از نظر آنان، ذکر نام زنان در شجره‌نامه عیسی و نیز نسبت دادن شجره عیسی به مریم در لوقا، نشانه‌ای دیگر از ارتقای جایگاه زنان در عهد جدید است.[۲۶] در متون مسیحی تأکید می‌شود مرد نباید زن را یک ابزار لذت جنسی و بهره‌کشی ببیند.[۲۷] همچنین بیان شده اینکه پولس، مرد را سر زن دانسته،[۲۸] نشانه برتری مرد نیست؛ زیرا گرچه فرماندهی بدن با سر است، سر بدون تن نمی‌تواند این کار را انجام دهد. آگوستین نیز تصریح کرده: «جنسیت زن و مرد موجب تفاوتشان در دریافت عنایات الهی نمی‌گردد».[۲۹] ژان پل دوم نیز ضمن تصریح به برابری زن و مرد، ادله خود را چنین طرح می‌کند: «زیرا هر دو تشبه به خداوند دارند و هر دو قابلیت دریافت حقایق الهی و فیض و محبت روح‌القدس را دارند و هر دو برخوردار از قدرت دست یازی به رؤیت سعیده و آمرزش‌بخش می‌باشند».[۳۰] کلیسا تأکید می‌کند: «استعدادها به یکسان تقسیم نشده‌اند» و به همین دلیل شاهد تفاوت‌ها هستیم،[۳۱] ولی تصریح می کند که این تمایزها در قالب مدل «مکملیت» توجیه‌پذیر است. بر پایه این مدل، مرد به تنهایی موجودی است ناکامل، باید دومی (زنی) بیاید تا سعید شود.[۳۲]

در مقابل، مدافعان دیدگاه جنسیت گرایی و فرودست پنداری زن در الهیات مسیحی، بر این عقیده‌اند که میان دین مسیحیت فعلی و حقوق زنان نمی‌توان هیچ‌گونه آشتی برقرار کرد و نظرات علمای دینی و متون مقدس درباره زنان پذیرفتنی نیست.[پانویس ۲] افراد دیگری از این طیف، گرچه با قائلان به وجود انگاره‌های جنسیتی و تأثیر آن‌ها بر جایگاه فرودست زنان هم‌نوا هستند، راه را در نفی مطلق مسیحیت ندانسته، به دنبال اصلاحگری در آن هستند. اینکه پیام مسیح پس از رستاخیز، نخست به زنان اعلان شده است نه مردان، هسته اصلی و بنیادین مبانی تجدید نظر خواهانه این گروه است.[۳۳] آنان فرودستی زنان و ریاست مردان را حاصل لعن الهی می‌دانند و معتقدند که با فدا شدن مسیح، بشریت از نفرین گناه آزاد شد و دیگر، زنان تحت رهبری و سلطه مردان نیستند؛ به عنوان مثال، آنان وجود محدودیت‌هایی همچون منع زنان از سخن گفتن در کلیسا در رسائل شبانی [۳۴] را استمرار حاکمیت ادبیات عهد عتیق در دوران عهد جدید می‌دانند که باید امروزه این محدودیت‌ها را کنار گذارد.

قوانین کلیسایی مرتبط با زن و خانواده

علی‌رغم کم نقشی شریعت در مسیحیت، با برخی احکام مرتبط با زنان و خانواده در این دین مواجه هستیم. در آیین‌های کلیسایی صرفا مردان می‌توانند دست گذاری شوند [پانویس ۳] [۳۵]از سوی دیگر، بخشی از این قوانین با محوریت اخلاق جنسی و صیانت از خانواده هستند. عیسی تأکید می‌کند: «شنیده‌اید که به اولین گفته شد زنا مکن؛ لیکن من به شما می‌گویم هرکس به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است».[۳۶] در آموزه‌ها و متون دینی مسیحی، استمنا، رابطه جنسی با محارم، زنا، هم‌خوابگی، ازدواج‌های آزمایشی، روابط آزاد جنسی، هرزه‌نگاری، روسپیگری و تجاوز به عنف در زمره گناهان محسوب شده است. هم‌جنس بازی نیز سبب فساد شدید و انحرافی ذاتی توصیف شده است. گرچه مسیحیت، پرداخت عنان گسیخته به لذت جنسی (شهوت) را نیز در زمره گناهان جنسی برمی‌شمرد، در مقایسه با شریعت یهودی مجازات‌های سهل‌گیرانه‌ای را در قبال این معاصی اعمال، و به بیان مخالف پاک دامنی و منزلت خانواده بودن این گناهان بسنده می‌کند.[۳۷]


یادداشت

  1. این چالش به ویژه در بحث ازدواج و در بحث موعظه عمومی خود را نشان داد که متأثر از قوانین مردانه بود.
  2. واگرایی و تنافر میان الهیات زنانه و مسیحیت، تا بدان حد است که افرادی مانند دافنه هامپسون، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که جنبش دفاع از حقوق زنان و سنت مسیحی آشتی ناپذیرد؛ به عنوان مثال، این دسته از منتقدان، به انگاره خدای مذکر مسیحی تاخته و آن را از اجزای جدایی‌ناپذیر مسیحیت دانسته‌اند.
  3. به موجب این مراسم، شخص صلاحیت احراز مناصب کلیسایی (مفام‌های روحانیت دینی: شماس، کشیش و اسقف) و انجام موعظه و آیین‌های دینی را می‌یابد. روحانی دینی واسطه دریافت فیض از خدا به بشر است و بخشی از شعائر فقط به دست او باید انجام شود. پروتستان‌ها نیز آدابی را برای انتصاب روحانیون دینی اجرا می‌کنند، اما به آن به عنوان یکی از شعائر مقدس دینی نمی‌نگرند

پانویس

  1. پیدایش 2-3 و افسسیان 5
  2. اول قرنتیان 33: 14 و اول تیموتائوس 2: 8
  3. فیلیپیان 4: 9.
  4. مرقس 16: 1-9؛ لوقا 24: 1-11؛ علیجانی، زن در آیین مسیحیت، ص171.
  5. فیلیپیان 2: 43.
  6. رومیان 16: 7
  7. رویتر، «زن در مسیحیت»، هفت آسمان، ش18.
  8. رومیان 3: 16.
  9. برانتل، آیین کاتولیک، ترجمه حسن قنبری، ص89.
  10. برای مشاهده دیدگاه‌های منفی اندیشمندان غربی و مسیحی درباره زن، ر.ک: کونگ، زن در مسیحیت ، ترجمه حمید بخشنده، ص118 و 119. همچنین برای ملاحظه برخی جملات منفی آگوستین، ر.ک: شریف عبدالعظیم، زن در اسلام، مسیحیت و یهودیت، ص27. برای مشاهده دیدگاه‌های آکویناس، ر.ک: همان؛ و نیز، نیلچی زاده، زن، عرفان، دینداری؛ و Encyclopedia of Catholicism, frank. k. Flinn, p. 639 و جملات منفی ترتولیان: ر.ک: Women in the World Religion, Arvind. Sharma, p.209 Women in the World
  11. کونگ، زن در مسیحیت، ترجمه حمید بخشنده، ط12.
  12. دوبوار، جنس دوم، ترجمه قاسم صنوعی، ج1، ص159.
  13. دورانت، تاریخ تمدن، ج4، ص 1311.
  14. همان، ص 28 و 168.
  15. رادفور رویتر، «زن در مسیحیت»، هفت آسمان، ش 18.
  16. همان
  17. کونگ، زن در مسیحیت، ص66.
  18. دورانت، تاریخ تمدن، ج 4، ص111.
  19. New Chatholic Encyclopedia, for the Catholic University of America Press, p.815.
  20. غلاطیان 4: 4.
  21. اول تیموتائوس 15: 2.
  22. لوقا 3: 8.
  23. مرقس 1: 29-30 و 5: 21-43؛ متی 8: 14-15 و 9: 18-26؛ لوقا 4: 38-39 و 40: 8-56 و ... .
  24. یوحنا 8: 1-11.
  25. افسسیان 1: 6 و مرقس 19: 18.
  26. New Chatholic Encyclopedia, p.829-830.
  27. Apostolic Letter: Mulieris Dignitatem: Dignity And Vocation of the Women, John Paul II, s 14.
  28. اول قرنتیان 3: 11.
  29. آگوستین، اعترافات، ترجمه سایه میثمی، ص 457.
  30. Apostolic Letter: Mulieris Dignitatem: Dignity And Vocation of the Women, John Paul II, s 16.
  31. Catechism of the Catholic Church, p. 422.
  32. طالبی، «نقش کتاب مقدس و ارباب کلیسا در ظهور فمنیسم»، بخش3، کتاب زنان، ش32، به نقل از: مشایخی، لئون یرونسویک، اندیشه‌ها و رسالات پاسکال، ص190.
  33. ر.ک: لوقا 10: 24 و متی 7: 28.
  34. Pastoral Epistles.
  35. زیبایی نژاد، مسیحیت‌شناسی مقایسه‌ای، ص322
  36. متی 5: 27-28.
  37. جمعی از اساقفه، تعالیم کلیسای کاتولیک، ترجمه: احمدرضا مفتاح و دیگران، بندهای 2351-2359 ، ص 613-614 و بندهای 2388- 2391، ص 622- 623.

منبع

  • غلامی، علی، حاج‌اسماعیلی، سمیه، زن و خانواده در ادیان با رویکرد تطبیقی، قم، انتشارات جامعة‌الزهرا، 1399