اسلام، نظام و مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو
موضع اسلام و نظام در مشارکت سیاسی، اجتماعی.jpg

«اﺳﻼم، زﻧﺎن را از ﺷﺮﻛﺖ درفعالیتهای دﻳﻨﻰ، ﺳﻴﺎﺳﻰ و ﻋﻠﻤﻰ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻨﻊ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ. ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺠﺎب و ﺣﺪود اﺳﻼﻣﻰ آن را ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻧﻴﺰ ﻣﻴﻜﻨﺪ. زﻧﺎن ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮاﻗﺐ ﻓﺴﺎدي ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ دﺷﻤﻦ ﺗﺮوﻳﺞ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﺑﺎ اﻳﻦ وﺻﻒ در ﻣﻴﺪاﻧﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ.» [۱] «اﮔﺮ زﻧﺎن در ﺣﺮﻛﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻳﻚ ﻣﻠّﺘﻰ ﺣﻀﻮر ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، آن ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻰ ﻧﺨﻮاﻫﺪ رﺳﻴﺪ، ﻣﻮﻓّﻖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. اﮔﺮ زﻧﺎن در ﻳﻚ ﺣﺮﻛﺖﺣﻀﻮر ﭘﻴﺪا ﺑﻜﻨﻨﺪ، ﻳﻚ ﺣﻀﻮر ﺟﺪّي و آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و از روي ﺑﺼﻴﺮت، آن ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻄﻮر ﻣﻀﺎﻋﻒ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. در اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻋﻈﻴﻢِ ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ، ﻧﻘﺶ زﻧﺎن، ﻳﻚ ﻧﻘﺶ ﺑﻰﺑﺪﻳﻞ اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ اداﻣﻪ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ.»[۲]

اهمیت و ضرورت

استفاده از استعدادهای زنان

نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند. و این به معنای وجود یک ظرفیت علمی، فکری و رشدی در جامعه متفاوت و متمایز از نیم دیگر کشور که مردان جامعه باشند، است. همان‌گونه که برخی از فعالیت‌های اجتماعی نیازمند روحیات و ویژگی‌های مردانه است برخی از فعالیت‌های اجتماعی اجتماعی در پرتوی ویژگی و روحیات زنانه است که ثمر دارد. البته برخی از فعالیت‌ها نیز می‌تواند بین دو جنس مشترک باشد. لذا برنامه‌ریزی جهت به‌کارگیری و استفاده از ظرفیت‌ها و استعدادهای زنان می‌تواند جامعه را بیش از پیش در مسیر اهداف خویش قرار دهد که این موضوع ممکن نخواهد شد مگر با اهتمام جدی و برنامه‌ریزی صحیح برای آن:«امّا مسئله‌ی زن در دنیای امروز و ازجمله در کشور ما، یکی از مسائلی است که به جهات مختلف همچنان درخور پیگیری و تأمل و کار و فکر است. اولاً نیمی از جمعیت کشورها زنان هستند؛ چگونه می‌توان به‌شکل سالمی از این امکان و استعداد عظیم به نفع هر کشوری، ازجمله کشور ما استفاده کرد؟ ثانیاً مسئله‌ی جنسیت که یکی از حساس‌ترین و ظریف‌ترین مسائل آفرینش است، چگونه می‌تواند در خدمت تعالی انسان قرار بگیرد، نه در خدمت انحطاط بشر و انحطاط اخلاقی؟ ثالثاً به خاطر تفاوت‌های طبیعی‌ای که بین جنس زن و جنس مرد وجود دارد، چگونه می‌توان - چه در محیط اجتماعی، چه در محیط خانواده - رفتاری را نهادینه کرد و غیرقابل اجتناب کرد که به زن ظلم نشود؟ این‌ها مسائل خیلی مهمی است. »[۳]

تاثیرگذاری نقش‌های زنان

نقش‌ تأثیرگذار و بی‌بدیل زنان در مقام مادری و همسری؛ عامل مهم دیگری است که حرکت و دغدغه‌مندی زنان را حائز اهمیت می‌گرداند:«اﮔﺮ زﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﻧﻘﻼب ﻧﭙﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، اﻧﻘﻼب ﭘﻴﺮوز نمی‌شد. جوان‌ها از ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮاي ﭘﻴﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﺻﻔﻮف اﻧﻘﻼب ﺑﻴﺮون ﻧﻤﻰآﻣﺪﻧﺪ. ﻣﺎدرﻫﺎﻳﺸﺎن نمی‌گذاشتند. ﻣﺎدرﻫﺎﻳﺸﺎن حداقل آن‌ها را ﺗﺸﻮﻳﻖ نمی‌کردند. اﮔﺮ زﻧﻬﺎ دل درگرو اﻧﻘﻼب ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ، ﻣﺮدﻫﺎ این‌جور آزاداﻧﻪ در ﺻﻔﻮف اﻧﻘﻼب جان‌فشانی نمی‌کردند. »[۴]

حضور زنان در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی به وضوح این دیدگاه را به اثبات رسانده است. به‌عبارتی حضور زنان در کنار مردان، علاوه بر تشویق و تحریص مردان به حضور، موجب ایجاد انگیزه و قوت قلب در میان آنان خواهد بود. آنچه در این میان اهمیت دارد قیود این همراهی است. حضور جدی، آگاهانه و از روی بصیرت، اگر رعایت نگردد خود آسیبی مضاعف به ‌بار خواهد آورد:

«اﮔﺮ زﻧﺎن در ﺣﺮﻛﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻳﻚ ﻣﻠّﺘﻰ ﺣﻀﻮر ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، آن ﺣﺮﻛﺖ به‌جایی ﻧﺨﻮاﻫﺪ رﺳﻴﺪ، ﻣﻮﻓّﻖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. اﮔﺮ زﻧﺎن در ﻳﻚ حرکت حضور ﭘﻴﺪا ﺑﻜﻨﻨﺪ، ﻳﻚ ﺣﻀﻮر جدی و آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و از روي ﺑﺼﻴﺮت، آن ﺣﺮﻛﺖ به‌طور ﻣﻀﺎﻋﻒ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. در اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻋﻈﻴﻢِ ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ، ﻧﻘﺶ زﻧﺎن، ﻳﻚ ﻧﻘﺶ بی‌بدیل اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ اداﻣﻪ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ. زﻧﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺮان ﺧﻮد را و ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺣﻀﻮر در خطرناک‌ترین میدان‌ها و جبهه‌ها آﻣﺎده می‌کنند و ﺗﺸﺠﻴﻊ می‌کنند. ﻣﺎ در دوران ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻃﺎﻏﻮت در اﻳﺮان و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻌﺪ از ﭘﻴﺮوزي اﻧﻘﻼب ﺗﺎ اﻣﺮوز، ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﻰ ﻧﻘﺶ زﻧﺎن را به‌طور واﺿﺢ و ﻣﻠﻤﻮس ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻛﺮدﻳﻢ و دﻳﺪﻳﻢ. اﮔﺮ در ﺟﻨﮕﻰ ﻛﻪ ﻫﺸﺖ ﺳﺎل ﺑﺮ ﻣﺎ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﺷﺪ، زﻧﺎن ﻣﺎ، ﺑﺎﻧﻮان ﻛﺸﻮر ﻣﺎ در ﻣﻴﺪان ﺟﻨﮓ، در عرصه‌ی ﻋﻈﻴﻢ ﻣﻠّﻰ ﺣﻀﻮر نمی‌داشتند، ﻣﺎ در اﻳﻦ آزﻣﺎﻳﺶ دﺷﻮار و ﭘﺮ ﻣﺤﻨﺖ ﭘﻴﺮوز نمی‌شدیم. زﻧﻬﺎ، ﻣﺎ را ﭘﻴﺮوز ﻛﺮدﻧﺪ، ﻣﺎدران ﺷﻬﺪا، ﻫﻤﺴﺮان ﺷﻬﺪا، ﻫﻤﺴﺮان ﺟﺎﻧﺒﺎزان، ﻫﻤﺴﺮان اﺳﺮا و آزادﮔﺎن ﻣﺎ؛ ﻣﺎدران این‌ها ﺑﺎ ﺻﺒﺮ ﺧﻮد ﻳﻚ ﻓﻀﺎﻳﻰ را در ﻳﻚ منطقه‌ی ﻣﺤﺪودي ﺑﻪ وﺟﻮد آوردﻧﺪ، ﻛﻪ آن ﻓﻀﺎ جوان‌ها را، ﻣﺮدان را، ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻣﺼﻤﻤﺎﻧﻪ ﺗﺸﻮﻳﻖ می‌کرد؛ و اﻳﻦ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻛﺸﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺷﺪ و ﮔﺴﺘﺮده ﺑﻮد. ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻓﻀﺎي ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻳﻜﺴﺮه ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎﻫﺪت ﺷﺪ، ﻓﻀﺎي ﻓﺪاﻛﺎري و ﮔﺬﺷﺖ ﺷﺪ؛ ﮔﺬﺷﺖ از ﺟﺎن؛ و ﭘﻴﺮوز ﺷﺪﻳﻢ. اﻣﺮوز در دﻧﻴﺎي اﺳﻼم ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ؛ در ﺗﻮﻧﺲ، در ﻣﺼﺮ، در ﻟﻴﺒﻰ، در ﺑﺤﺮﻳﻦ، در ﻳﻤﻦ، در ﻫﺮ نقطه‌ی دﻳﮕﺮ. اﮔﺮ زﻧﻬﺎ در ﺻﻔﻮف ﻣﻘﺪم ﺣﻀﻮر ﺧﻮدﺷﺎن را ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ و اداﻣﻪ ﺑﺪﻫﻨﺪ، پیروزی‌ها ﻳﻜﻰ ﭘﺲ از دﻳﮕﺮي ﻧﺼﻴﺐ آن‌ها ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. در اﻳﻦ ﻫﻴﭻ ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ. »[۵]

لوازم

«همه‌ی اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻣﺮدان درﻛﺸﻮر اﺳﻼﻣﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻈﺮ اﺳﻼم در ﻣﻮرد زن، ﺣﻀﻮر زن در عرصه‌های زﻧﺪﮔﻰ، فعالیت زﻧﺎن، ﺗﺤﺼﻴﻞ زﻧﺎن، ﻛﺎر و ﺗﻼش اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﺳﻴﺎﺳﻰ و اﻗﺘﺼﺎدي و ﻋﻠﻤﻰ زﻧﺎن، ﻧﻘﺶ زن در ﺧﺎﻧﻮاده و ﻧﻘﺶ زن در ﺑﻴﺮون از ﺧﺎﻧﻮاده ﭼﻴﺴﺖ. درﺑﺎره‌ى همه‌ی این‌ها، اﺳﻼم ﻳﻚ ﻧﻈﺮ روﺷﻦ و ﺻﺮﻳﺢ دارد ﻛﻪ اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﻴﻢ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ فرهنگ‌های دﻳﮕﺮ، ازجمله ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﺮﺑﻰ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﻢ، ﻧﻈﺮ اﺳﻼم، ﻫﻢ مترقی‌تر اﺳﺖ و ﻫﻢ سابقه‌ی ﺑﻴﻨﺶ اﺳﻼﻣﻰ، از آﻧﭽﻪ ﻛﻪ اﻣﺮوز در ﻏﺮب ﻫﺴﺖ، ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻧﻈﺮ اﺳﻼم ﻣﻮﺟﺐ آﺑﺎدي و ﺻﻼح و ﻓﻼح ﻛﺸﻮر و ﻣﻮﺟﺐ اﻋﺘﻼي ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎﻧﻮان در ﻛﺸﻮر می‌شود.» [۶] برای دست‌یابی به این دستاورد‌ها باید استلزامات حضور زنان، از منظر اسلام، به دقت شناسایی و مورد استفاده قرار گیرد.

رعایت معاشرت(اختلاط)

یکی از مهم‌تری شاخص‌های حضور زنان در اجتماع؛ رعایت حریم ایشان با مردان است. به‌گونه‌ای که نباید به‌صرف هم‌سنخی فعالیت و حیطه‌های مسئولیتی این تصور به ‌وجود آید که روابط اجتماعی آزاد و بدون نیاز به قیود فقهی می‌باشد. تاجایی که تمام مجوز‌های نظری خویش را بر رعایت این اصل استوار نموده است: «اﺧﺘﻼط و اﻣﺘﺰاج زن و ﻣﺮد، به‌مثل اﺧﺘﻼط و اﻣﺘﺰاج ﻣﺮدان ﺑﺎﻫﻢ و زﻧﺎن باهم نیست. اﻳﻦ را ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﻨﺪ. هم مرد ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﺪ و ﻫﻢ زن ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﺪ. اﮔﺮ این حساسیت اﺳﻼم نسبت به رواﺑﻂ و ﻧﻮع اﺧﺘﻼط ﻣﺮد و زن رعایت بشود، همه‌ی ﻛﺎرﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻣﺮدان می‌توانند در عرصه‌ی اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ اﻧﺠﺎم ﺑﺪﻫﻨﺪ، زﻧﺎن ﻫﻢ اگر قدرت ﺟﺴﻤﺎﻧﻰ و ﺷﻮق و ﻓﺮﺻﺘﺶ را داشته باشند ـ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺑﺪﻫﻨﺪ .»[۷]

رعایت حریم میان زن و مرد یک مقوله‌ی کلی و مبهم نیست که نتوان برای آن حد و مرزی در نظر گرفت و افراد برای رعایت آن به زحمتی مضاعف دچار گردند بلکه دیدگاه اسلام در این رابطه نظام‌مند و دارای چارچوبی مشخص است: « ﻟﺬا ﺷﻤﺎ می‌بینید ﻛﻪ باهم ﺑﻮدن زن و ﻣﺮد ﻧﺎﻣﺤﺮم ـ ﺣﺘّﻰ در ﻳﻚ اﺗﺎق ﺗﻨﻬﺎ ـ در ﺻﻮرﺗﻰ ﺣﺮام اﺳﺖ و در ﺻﻮرﺗﻰ ﻣﻜﺮوه اﺳﺖ؛ اﺻﻼً ﺷﺮط ﻧﻜﺮدﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻰ ﻛﻪ ﻧﮕﺎه ﻛﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻰ ﻛﻪ ﻧﮕﺎه ﻧﻜﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﺮط اﻳﻨﻜﻪ ﻟﺒﺎﺳﺸﺎن ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻪ، ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ اﺷﺎره ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳﺖ. درحالی‌که ﻫﻤﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﻧﺎﻣﺤﺮم ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ در ﻛﻮﭼﻪ، در ﻳﻚ ﺟﺎي دﻳﮕﺮ، ﻛﺴﻰ ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﺟﺎي ﻣﺴﺪودي ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺟﺎي ﻣﻘﻔّﻠﻰ ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﺑﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻮدﻧﺸﺎن ﺑﺎ ﻫﻢ اﺷﻜﺎﻟﻰ ﻧﺪارد. ﺣﺮف ﺑﺰﻧﻨﺪ، ﺻﺤﺒﺖ ﺑﻜﻨﻨﺪ.» [۸] این بحث به‌صورت مجزا و تفصیلی در ذیل عنوان « حجاب و عفاف در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای» طرح شده است.

رعایت حجاب و عفاف

«حجاب» برجسته‌ترین شاخصی است که با آن می‌توان دیدگاه اسلام- در رابطه با باید‌ها و نباید‌های حضور اجتماعی زنان- را درک نمود. به‌عبارت دیگر، امر به رعایت عفاف و حجاب این نکته را یادآور می‌شود که در نظام معنایی اسلام آنچه اهمیت دارد حفظ شأنیت انسانی زن است که با رعایت آن محدودیتی، برای مشارکت و حضور فعالش در اجتماع، باقی نمی‌ماند: «اﺳﻼم، زﻧﺎن را از ﺷﺮﻛﺖ درفعالیتهای دﻳﻨﻰ، ﺳﻴﺎﺳﻰ و ﻋﻠﻤﻰ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻨﻊ نمی‌کند. ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺠﺎب و ﺣﺪود اﺳﻼﻣﻰ آن را ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻧﻴﺰ می‌کند. زﻧﺎن ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮاﻗﺐ ﻓﺴﺎدي ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ دﺷﻤﻦ ﺗﺮوﻳﺞ می‌کند. ﺑﺎ اﻳﻦ وﺻﻒ در میدان‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ. »[۹] حجاب و عفاف به‌دنبال موضوع دیگری با عنوان «واقعیت بنای تحرک» است که معنا و مفهوم می‌یابد. به‌عبارت دیگر، اهداف حضور اجتماعی‌ است که اهمیت و ضرورت التزام به پوشش اسلامی را آشکار می‌نماید:« اﮔﺮ واﻗﻌﺎً ﺑﻨﺎي ﺗﺤﺮك و ﻛﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﻛﺎر ﺳﻴﺎﺳﻰ و کار ﻓﻜﺮي ﺑﺎﺷﺪ، ﻟﺒﺎس رﺳﻤﻰ زن می‌تواند ﭼﺎدر ﺑﺎﺷﺪ و ـ همان‌طور ﻛﻪ ﻋﺮض ﻛﺮدم ـ ﭼﺎدر ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻧﻮع ﺣﺠﺎب اﺳﺖ. اﻟﺒﺘّﻪ می‌توان ﻣﺤﺠﺒﻪ ﺑﻮد و ﭼﺎدر ﻫﻢ ﻧﺪاﺷﺖ، ﻣﻨﺘﻬﺎ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺴﺘﻰ آن ﻣﺮز را ﭘﻴﺪا ﻛﺮد.»[۱۰]

خانواده محوری

شاخص دیگری که اسلام برای حضور اجتماعی زن معین نموده است؛ اولویت‌بندی مسئولیت‌هاست. به‌گونه‌ای که اگر این اولویت‌بندی مورد خدشه واقع شود آن مشارکت اجتماعی، نا‌به‌جا و غیر قابل تایید است. اولویت عملکردی در اسلام مختص به زن نبوده و می‌توان آن برای تمام آفرینش مشاهده کرد. آنچه غیر قابل انکار است تناسب این اولویت‌ها با تکوین‌هاست. تناسبی که در صورت نادیده‌انگاری، در تشریع نیز اخلال وارد می‌نماید: «زن محترم است، هیچ‌کس هم نگفته که زن در میدان‌های اجتماعی وارد نشود یا مسئولیت نگیرد یا علم پیدا نکند. امّا درعین‌حال مدیر خانواده زن است، محورِ کانونِ خانواده زن است، مهم‌تر از همه‌ی مشاغل زن، مادری، همسری و ایجاد آرامش و سکینه است وَ جَعَلَ مِنها زَوجَها لِیَسکُـنَ اِلَیها؛ مایه‌ی سکونت و آرامش است؛ این خصوصیت زن در اسلام است .»[۱۱]

آنچه چارچوب‌های اسلام را از دیگر ساختار‌ها مجزا می‌سازد، قابلیت انعطاف در آن است. چراکه در آن اصل است که اهمیت دارد نه ظواهر و اشکال؛ چنانچه اگر مقصود حاصل شود التزام به ساختار‌ها معنای خود را از دست خواهد داد؛ علاوه‌بر آن توجه به استثنائات در کنار قاعده‌هاست که به آن برتری می‌بخشد: «شما کار هم دارید، بیرون هم هستید، جراحی‌تان را هم می‌کنید، مريضتان را هم می‌بینید، فلان کار علمی را هم می‌کنید، فلان طرح را هم می¬نویسید، فلان درس را هم در دانشگاه می‌دهید همه این‌ها به‌جای خود محفوظ ما بایستی سهم «خانه» را هم در نظر داشته باشید. البته سهم خانه، مثل همه‌چیزهای دیگر، می‌تواند کمیتش فدای کیفیتش بشود؛ یعنی از کمیت کاستن حضور بیست‌وچهارساعته زن در خانه، یک معنا دارد؛ ولی وقتی از آن بیست‌وچهار ساعت کم کردید، اما کیفیتش را بالا بردید، آن‌وقت یک معنای دیگری خواهد داشت. اگر دیدید آن کارتان به این قضیه ضربه می¬زند، باید برایش فکری بکنید. این مهم و اساسی است؛ مگر در موارد اضطراری. در همه‌چیزها ضرورتی وجود دارد که خارج از حد قاعده است؛ من قاعده رادارم می¬گویم؛ به استثناها کاری ندارم؟ »[۱۲]

حفظ خصوصیات زنانه

« زن ﺑﻮدن ﻛﻪ ﻳﻚ ﺧﺼﻮﺻﻴﺖ ﻃﺒﻴﻌﻰ و ﻓﻄﺮي و ﻣﺤﻮر همه‌ی اﺣﺴﺎﺳﺎت و تلاش‌های زﻧﺎﻧﻪ اﺳﺖ در تمام میدان‌ها، میدان علم، ﻣﻴﺪان ﻣﻌﻨﻮﻳﺖ، ﻣﻴﺪان ﺗﻘﻮا، ﻣﻴﺪان ﺳﻴﺎﺳﻰ باید حفظ شود.» [۱۳] حفظ «خصوصیات زنانه» از دیگر شاخص‌های دقیق اسلام است. از منظر اسلام زنانگی برای زن نقطه قوت و امتیاز محسوب می‌شود. به‌همین جهت فعالیت‌های زن در اجتماع؛ مانند نوع حضور، انتخاب فعالیت و ... نباید او را به سمت مردواره شدن و تشبه به مرد پیش ببرد، چرا که توفیق و کارکرد‌های جنس زن دائرمدار این ویژگی‌هاست.«زن در ﻣﺤﻴﻂ اﺳﻼﻣﻰ رﺷﺪ ﻋﻠﻤﻰ می‌کند، رﺷﺪ ﺷﺨﺼﻴﺘﻰ می‌کند، رﺷﺪ اﺧﻼﻗﻰ می‌کند، رﺷﺪ ﺳﻴﺎﺳﻰ می‌کند، در اﺳﺎﺳﻴ‌ﺘﺮﻳﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ در ﺻﻔﻮف ﻣﻘﺪّم ﻗﺮار می‌گیرد، درعین‌حال زن ﺑﺎﻗﻰ ﻣﻴﻤﺎﻧﺪ. زن ﺑﻮدن، ﺑﺮاي زن ﻳﻚ نقطه‌ی اﻣﺘﻴﺎز اﺳﺖ، ﻳﻚ نقطه‌ی اﻓﺘﺨﺎر اﺳﺖ. اﻳﻦ اﻓﺘﺨﺎري ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮاي زن ﻛﻪ او را از ﻣﺤﻴﻂ زﻧﺎﻧﻪ، از ﺧﺼﻮﺻﻴﺎت زﻧﺎﻧﻪ، از اﺧﻼق زﻧﺎﻧﻪ دور ﻛﻨﻴﻢ. خانه‌داری را، فرزند داری را، ﺷﻮﻫﺮداري را ﻧﻨﮓ او به‌حساب ﺑﻴﺎورﻳﻢ. »[۱۴]

عدم شناسایی شأن و شخصیت زن در جوامع جهانی موجب تحمیل برخی تکالیف نا‌به‌جا و قدرت‌های جاهلانه در حوزه‌ی فعالیت‌های اجتماعی زنان شده است. این در‌حالی است که در دیدگاه اسلام بر رعایت ریحانگی زن،‌ به معنای تحفظ از تناسب فعالیت با ویژگی‌های زنانه، تاکید شده است: «در جامعه‌‌ی ما متأسفانه به‌تبع خیلی از جاهای دنیا، شأن زن شناخته‌نشده است. در نظر اسلام و در نگاه کلی‌ای که اسلام دارد، زن همان است که در این جمله‌‌ی «اَلمِرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَه»(۱) است؛ مثل یک گل. یک گل، وجودش لازم است و نگهداری‌‌اش لوازمی دارد. حالا اینکه بعضی از مخالفین این گرایش اسلامیِ زن، فوراً می‌چسبند به اینکه شما نصف نیروی کار جامعه را معطّل می‌گذارید، چنین چیزی نیست؛ کسی نگفته کار نکنند، اگر می‌توانند کار کنند، کار کنند؛ منتها با این دید کار کنند، با این نگاه کار بکنند؛ کاری که به آن‌ها محوّل می‌شود کاری باشد که با ریحانه بودن جور دربیاید، متناسب باشد .»[۱۵]

عدم توجه به غرب

اگر ما بخواهیم- درباره‌ی مسئله‌ی زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهن را از حرف‌های کلیشه‌ای فراورده‌ی غربی‌ها بکلّی خالی کنیم .[۱۶] به علت اینکه غربی‌ها مسئله زن را بد فهمیدند، در مسئله زن بد عمل کردند و همین فهم و عمل بد را به سراسر جهان گسترش دادند. تفکرات غرب از آن جهت مورد انتقاد است و باید مرجعیت خود را، در مسائل گوناگون، از دست بدهد که مبتنی بر تفکرات مادی و معرفت‌شناسی غیر الهی است. این موضوع متمایزکننده‌ی نگاه اسلام و غرب در مسئله‌ی زن نیز خواهد بود. تفکری که بر اساس آن، حضور زن در تمام میدان‌های اجتماعی- حتی میادینی که با شأن، شخصیت و روح انسانی زن سازگاری ندارد- قابل توجیه است نباید الگوی امت مسلمان واقع شود:«غربی‌ها نسبت به مسئله‌ی زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه‌کننده و مهلک خودشان را به‌صورت سکّه‌ی رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هرکسی هم که بر ضد نظر آن‌ها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتی وسیع آن‌ها هوچیگری می‌کند، مجال حرف زدن هم به کسی نمی‌دهد. اگر می‌خواهید درباره‌ی مسئله‌ی زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسی آن همراه کنید و در بلندمدت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکرات غربی در مورد زن تخلیه کنید. نمی‌گویم بی‌اطلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بی‌اطلاعی نیستیم، بنده طرفدار آگاهی و آشنایی هستم، امّا مرجعیت آن افکار را بکلّی رد کنیم. افکار غربی‌ها، نظرات غربی‌ها، درزمینهٔ مسئله‌ی زن مطلقاً نمی‌تواند مایه‌ی سعادت وهدایت جامعه‌ی بشری باشد. اولاً تفکرات آن‌ها، تفکراتی است مبتنی بر معرفت‌شناسی مادّی و غیر الهی که این خودش یک غلطی است هر دستگاه علمی و فکری که بر پایه‌ی معرفت مادّی و اعتقاد مادّی باشد، طبعاً غلط است.»[۱۷]

دیدگاه اسلام

واژه «مشارکت سیاسی» در اسلام عنوان نشده است، اما عناوینی وجود دارد که همان معنای مشارکت افراد در تعیین سرنوشت اجتماعی- سیاسی‌ را می‌رساند. «بیعت» یکی از این مفاهیم است. بیعت زنان در تاریخ اسلام از نشانه‌های بارز مشارکت سیاسی آنان بوده است:«در اﺳﻼم ﺑﻴﻌﺖ زن، ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ زن، ﺣﻀﻮر زن در اﻳﻦ عرصه‌های اساسی سیاسی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ تثبیت‌شده اﺳﺖ.» إ ذا ﺟﺎءﮎ اﻟﻤﺆﻣﻨﺎت ﻳﺒﺎﻳﻌﻨﻚ ﻋﻠﻲ آن ﻻ ﻳﺸﺮﻛﻦ.[۱۸]«زﻧﻬﺎ ﻣﻰآﻣﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺑﻴﻌﺖ می‌کردند؛ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ اﺳﻼم ﻧﻔﺮﻣﻮد ﻛﻪ ﻣﺮدﻫﺎ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﻨﻨﺪ، به‌تبع آن‌ها ﻫﺮﭼﻪ ﻛﻪ آن‌ها رأي دادﻧﺪ، ﻫﺮﭼﻪ ﻛﻪآن‌ها ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﺪ، زﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻗﺒﻮل ﻛﻨﻨﺪ، ﻧﻪ، ﮔﻔﺘﻨﺪ زﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﻴﻌﺖ می‌کنند، آن‌ها ﻫﻢ در ﻗﺒﻮل اﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ، در ﻗﺒﻮل اﻳﻦ ﻧﻈﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﺳﻴﺎﺳﻰ ﺷﺮﻛﺖ می‌کنند، غربی‌ها ﻫﺰار و ﺳﻴﺼﺪ ﺳﺎل در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ از اﺳﻼم ﻋﻘﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ و این ادعاها را می‌کنند! درزمینه‌ی ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﻫﻢ همین‌جور و زمینه‌های دﻳﮕﺮي که مربوط ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﺳﻴﺎﺳﻰ اﺳﺖ. »[۱۹]

ازاین‌رو با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام نمونه‌های بی‌شماری از حضور سیاسی زنان برمی‌خوریم که زمینه‌ی هرگونه شبهه‌ای را در این باره از میان می‌برد. بر این اساس، بسترهای دینی و فرهنگی حضور سیاسی زنان در جامعه‌ی اسلامی فراهم است و یکی از راه‌کارهای مهم در این زمینه، بهره‌گیری از جنبه‌های گوناگون جامعه‌پذیری سیاسی (شامل ابعاد خانوادگی، آموزشی، رسانه ای) است. به این ترتیب می‌توان و باید الگوهای جامعه‌پذیری دختران و پسران را به‌گونه‌ای تعدیل کرد که شکل‌گیری و تقویت بینش سیاسی آنان، حتی از دوره‌ی نوجوانی، در این الگو لحاظ شود. حضور زنان در میدان‌های مبارزه، در کنار وظایف مادری و همسری، نمایش قدرت اسلام در بهره‌مندی از ظرفیت‌های وجودی زنان است. آنچه غرب ادعا می‌کند اسلام به آن عمل نمود: «در ﺻﺪر اﺳﻼم زن در ﻣﻴﺪان ﺟﻨﮓ ﻋﻼوه بربستن زﺧﻢ ﻣﺠﺮوﺣﺎن ﺣﺘﻰ ﮔﺎﻫﻰ با نقاب، در ﻣﻴﺪان ﺟﻨﮓ و رزم‌های دﺷﻮار آن روز ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻫﻢ می‌زد! درعین‌حال، ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد را ﻫﻢ در آﻏﻮش می‌گرفت، ﺗﺮﺑﻴﺖ اﺳﻼﻣﻰ ﻫﻢ می‌کرد، ﺣﺠﺎب ﺧﻮد را ﻫﻢ ﺣﻔﻆ می‌کرد. ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﻋﻬﺪه زﻧﺎن بود چون این‌ها ﻣﻨﺎﻓﺎﺗﻰ باهم ﻧﺪارﻧﺪ .[۲۰]

بهره‌مندی از ظرفیت‌ها زمانی محقق می‌گردد که وجود فرد رشد یافته باشد. رشدی که هرجا لازم و ضروری باشد مورد بهره‌برداری قرار گیرد و به‌تبع، ثمربخش نیز باشد. احکام اسلام مبتنی بر حدود و ثغور ظرفیت‌ها بنا شده است که نباید از خطوط قرمز آن تعدی نمود:«ﺣتی در ﺻﺪر اﺳﻼم، ﮔﺎه زﻧﺎن ﻣﺆﻣﻦ و دﻻور در میدان‌های ﺟﻬﺎد ﺣﻀﻮر ﭘﻴﺪا می‌کردند ﺑﻪ رزم ﺑﺎ دﺷﻤﻦ می‌پرداختند. اﻟﺒﺘّﻪ ﺟﻬﺎد ﺑﺮ زﻧﺎن واﺟﺐ ﻧﻴﺴﺖ؛ اما ﺣﺮام ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ. زﻧﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ و ﻣﺎﻳﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ، می‌توانند در میدان‌های ﺟﻬﺎد ﻧﻴﺰ ﺣﻀﻮر ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻨﺪ. اﺳﻼم زﻧﺎن را از ﺷﺮﻛﺖ در فعالیت‌های دﻳﻨﻰ، ﻋﻠﻤﻰ، ﺳﻴﺎﺳﻰ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻨﻊ نمی‌کند. اﻟﺒﺘّﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺠﺎب ﺧﻮد را ﺣﻔﻆ ﻛﺮده و ﺣﺪود ﺷﺮﻋﻰ را رﻋﺎﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ. »[۲۱]

خطوط قرمز اسلام در رابطه با حضور اجتماعی زنان، گاه به فعل افراد معطوف است و گاه به جایگاه‌هایی که در جامعه‌ی اسلامی در‌نظر گرفته شده است. رعایت حجاب برای هر زنی که تمایل دارد در جامعه حضور داشته باشد، واجب است. اما همین زن حتی با حجاب هم نمی‌توان متصدی امر مرجعیت یا قضاوت گردد. دیدگاه اسلام، چه‌تحریمی و چه تشویقی،‌ برمبنای ارزش‌گزاری باید فهم گردد. منصب قضاوت برای مردانی که بتوانند به آن درجه‌ی فقاهت و عدالت دست‌یابند ارزش است و این به‌معنای بی‌ارزشی زن نبوده چراکه بسیار مردانی به آن درجه دست ‌نخواهند یافت. اما در رابطه با تحریمی بودن این حکم نسبت به زنان باید تبیینی «ارزش‌انگارانه» داشت. به‌عبارتی این ارج‌نهادن به ویژگی‌ لطافت و عطوفت زنانه است که خود را در یک حکم تحریمی به نمایش می‌گذارد:

«زن، ﻗﺎﺿﻰ و ﻣﺠﺘﻬﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد، ﻫﺮ ﻣﺮدي ﻫﻢ ﻗﺎﺿﻰ و ﻣﺠﺘﻬﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد. زن، ﻗﺎﺿﻰ و ﻣﺠﺘﻬﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد، ﻫﺮ ﻣﺮدي ﻫﻢ ﻗﺎﺿﻰ و ﻣﺠﺘﻬﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد ﻣﺠﺘﻬﺪ ﭼﺮا، ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد. ﻣﺠﺘﻬﺪ ﻳﻌﻨﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ درس‌خوانده، ﻗﺪرت اﺳﺘﻨﺒﺎط پیداکرده، اﻳﻦ ﭼﻪ ﻣﺮد، ﭼﻪ زن اﺷﻜﺎﻟﻰ ﻫﻢ ﻧﺪارد ﺑﺮود ﺑﺸﻮد، اما ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد، ﻳﻌﻨﻰ دﻳﮕﺮان از او ﺗﻘﻠﻴﺪ نمی‌توانند ﺑﻜﻨﻨﺪ. ﻫﺮ ﻣﺮدي ﻫﻢ نمی‌تواند ﺑﺸﻮد. ﻗﺎﺿﻰ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺷﺮط دارد، ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺷﺮط دارد، ﺻﺪي ﻫﺸﺘﺎد ﻧﻮد ﻣﺮدﻫﺎ ﻫﻢ اﻳﻦ ﺷﺮﻃﻬﺎ را ﻧﺪارﻧﺪ، ﺻﺪي ﻧﻮدوﭘﻨﺞ ﻫﻢ ﻧﺪارﻧﺪ. اﻣﺎ اﮔﺮ ﺟﺎﻳﻰ ﻓﺮض ﻛﺮدﻳﻢ ﻛﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ اما ﺟﺰو خانم‌ها و زﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ آن‌وقت نمی‌شود، ﭼﺮا؟ ﻗﻀﺎوت، ﻳﻚ ﻣﻨﺼﺒﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺣﺘﻴﺎج دارد ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ اﻧﺴﺎن ﺧﺸﻚ و ﻗﺎﻃﻊ ﺑﺎﺷﺪ. خشک بودن و ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﻮاﻃﻒ قرار نگرفتن، ﭼﻴﺰي اﺳﺖ ﻛﻪ به‌طور ﻣﻌﻤﻮل زﻧﻬﺎ اﻳﻦ را ﻧﺪارﻧﺪ و اﻳﻦ نقطه‌ی ﻗﻮت زن اﺳﺖ ﻧﻪ نقطه‌ی ضعف زن، اﻳﻦ را توجه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ. زن اﮔﺮ ﻋﻮاﻃﻔﺶ ﺟﻮﺷﺎن و اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺶ ﭘﺮﺧﺮوش ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻋﻴﺐ اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻐﻞ اول زن، ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻓﺮزﻧﺪ اﺳﺖ. نمی‌گوییم ﺷﻐﻞ دیگر نداشته ﺑﺎﺷﺪ، داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ می‌تواند، ﻫﻴﭻ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﻧﺪارد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اﺳﻼم ﻣﺎﻧﻊ ﻧﻴﺴﺖ، اما اولین و اﺳﺎﺳﻴﺘﺮﻳﻦ و پراهمیت‌ترین ﺷﻐﻞ زن، ﻣﺎدري اﺳﺖ. اﮔﺮ رئیس‌جمهور ﻫﻢ ﺑﺸﻮد، اﻫﻤﻴﺘﺶ به‌قدر اﻫﻤﻴﺖ ﻣﺎدري ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﻦ اﮔﺮ بتوانم تشریح ﻛﻨﻢ، وﻗﺖ می‌بود و می‌گفتم ﻛﻪ مادر بودن ﭼﻘﺪر اﻫﻤﻴﺖ دارد، ﻳﻚ ﻣﺎدر ﺧﻮب ﺑﻮدن، ﻗﺒﻮل می‌کردید ﻛﻪ از ریاست‌جمهوری ﻫﻢ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺳﺖ اﻫﻤﻴﺖ و ارزشش، ﺑﺮاي اﻳﻦ ﻛﺎر ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻻزم اﺳﺖ. ﺧﺪا اﻳﻦ ﻣﻮﺟﻮد را ﺑﺎ اﻳﻦ ﻋﻮاﻃﻒ ﺧﺮوﺷﺎن آﻓﺮﻳﺪه ﺗﺎ ﻣﺎدري ﻟﻨﮓ ﻧﻤﺎﻧﺪ، اﮔﺮ ﻣﺎدري ﻟﻨﮓ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﻧﺴﻞ اﻧﺴﺎن ﻣﻨﻘﻄﻊ می‌شود، ﻳﺎ انسان‌هایی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ وارد می‌شوند، انسان‌های ﻛﺎﻣﻞ و درست‌وحسابی و ﻣﻌﺘﺪﻟﻰ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. ﺑﺮاي اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر خلق‌شده، ﺣﺎﻻ ﺷﻤﺎ می‌خواهید اﻳﻦ ﻣﻮﺟﻮدي ﻛﻪ ﺧﺪا ﺑﺮاي ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻮﺿﻮع او را عاطفی آفریده، ﺑﮕﺬارﻳﺪ در رأس ﻳﻚ ﺷﻐﻠﻰ ﻛﻪ بی‌عاطفگی می‌خواهد، ﻗﺎﻃﻌﻴﺖ و خشونت می‌خواهد، خشک بودن می‌خواهد؛ اﻳﻦ را ﺧﺪاي ﻣﺘﻌﺎل ﻗﺒﻮل ﻧﺪارد. ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺟﺎﻣﻊاﻟﺸّﺮاﻳﻄﻰ ﻛﻪ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ می‌شود ﻧﻴﺰ همین‌طور. ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻫﻴﭻ اﺣﺴﺎس و عاطفه‌ای ﻗﺮار ﻧﮕﻴﺮد و اﻳﻦ ﭼﻴﺰي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻄﻮر ﻣﺘﻮﺳﻂ و ﻣﻌﻤﻮل در ﻣﺮدﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ از زﻧﻬﺎ ﺑﻪ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ .»[۲۲]

موضع اسلام در رابطه با مشارکت و حضور اجتماعی زن را می‌توان در یک قاعده‌ی‌کلی عنوان نمود. " با رعایت حجاب و حدود اسلامی، منعی وجود ندارد" :«اﺳﻼم، زﻧﺎن را از ﺷﺮﻛﺖ درفعالیتهای دﻳﻨﻰ، ﺳﻴﺎﺳﻰ و ﻋﻠﻤﻰ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻣﻨﻊ نمی‌کند. ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺠﺎب و ﺣﺪود اﺳﻼﻣﻰ آن را ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻧﻴﺰ می‌کند. زﻧﺎن ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮاﻗﺐ ﻓﺴﺎدي ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ دﺷﻤﻦ ﺗﺮوﻳﺞ می‌کند. ﺑﺎ اﻳﻦ وﺻﻒ در میدان‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ.»[۲۳]

موضع نظام

در نظام اسلامی،‌ درک سیاسی افراد از اهمیت بالایی برخوردار است. درکی که شرط حضور و مشارکت در دیگر حوزه‌ها می‌باشد. البته باید این را در نظر داشت که درک سیاسی شرط لازم مسئله است نه کافی، چراکه آنچه مقدمیت دارد برای حضور زنان در اجتماع و ورودشان به مراتب بالا‌تر، رعایت حجاب و حدود اسلامی است:«در ﻧﻈﺎم اﺳﻼﻣﻰ زﻧﺎن ﺑﺎﻳﺪ از درك ﺳﻴﺎﺳﻰ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ، فن خانه‌داری و ﻫﻤﺴﺮداري را ﺑﺪاﻧﻨﺪ و درصحنه‌ی فعالیت‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ، ﺳﻴﺎﺳﻰ، ﻋﻠﻤﻰ و ﺧﺪﻣﺎت، ﻣﻈﻬﺮ ﻋﺼﻤﺖ، ﻃﻬﺎرت و ﻣﺘﺎﻧﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻬﻢ توجه ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺣﺠﺎب ﺷﺮط اول اﺳﺖ؛ زﻳﺮا ﺑﺪون ﺣﺠﺎب، زن ﻓﺮاﻏﺖ ﻻزم را ﺑﺮاي دﺳﺘﻴﺎﺑﻰ به‌مراتب ﺑﺎﻻ ﺑﻪدﺳﺖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ آورد.»[۲۴]

مسئول‌انگاری زنان در کنار مردان، با هدف اعتلا و ارتقای جامعه و بهره‌مندی از تمامی ظرفیت‌ها، در نظام اسلامی یک اصل به‌شمار می آید: «آن وقتی‌که در ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻫﻢ ﻣﺮد ﺗﺤﺼﻴﻞ می‌کند و ﻫﻢ زن، ﺟﻤﻌﻴﺖ تحصیل‌کرده، دو ﺑﺮاﺑﺮ آن زﻣﺎﻧﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ فقط مردان ﺗﺤﺼﻴﻞ می‌کنند. آن وقتی‌که زﻧﺎن در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺪرﻳﺲ می‌کنند، معلم در ﺟﺎﻣﻌﻪ دو ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻌﺪاد آن وﻗﺘﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﺮدان ﺗﺪرﻳﺲ می‌کنند. در فعالیت ﺳﺎزﻧﺪﮔﻰ، در فعالیت اﻗﺘﺼﺎدي، در ﻃﺮاﺣﻰ و ﻓﻜﺮ ﻛﺮدن و ﺑﺮاي اﻣﻮرﻛﺸﻮر و ﻳﻚ ﺷﻬﺮ و ﻳﻚ روﺳﺘﺎ و ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ و اﻣﻮر ﺷﺨﺼﻰ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻛﺮدن، ﻣﻴﺎن زن و ﻣﺮد ﺗﻔﺎوﺗﻰ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺆوﻟﻨﺪ و ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.»

یکی از افق‌هایی که نظام اسلامی در پشتیبانی و حمایت از مشارکت اجتماعی زنان، ترسیم و دنبال می‌نماید؛ شناخت صحیح مسائل زنان و تلاش برای رفع آن- توسط خود زنان- می‌باشد. این موضوع به اهمیت مسئله جنسیت در شناخت حقیقت مسائل یک جنس نظر داشته و قابل تأمل و بررسی است:«ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ در ﻣﻴﺎن خانم‌ها ﺷﺨﺼﻴت‌هاﻳﻰ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه‌ى واﻓﺮ و ﻗﺎﺑﻞ توجهی از داﻧﺶ و ﺑﻴﻨﺶ و ﻫﻨﺮ و ذوق، اﻣﺮوز در جامعه‌ی ﻣﺎ ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ، آﻧﭽﻪ ﻣﻦ می‌خواهم ﺑﻪ اﻳﻦ خانم‌ها ﺑﮕﻮﻳﻢ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺴﺆولیت‌شان در ﻗﺒﺎل زﻧﺎن را ﻳﻜﻰ از مسؤولیت‌های اﺻﻠﻰ ﺑﺪاﻧﻨﺪ. ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﮔﺎن زن ﺧﻮب، ﺷﻌﺮاي زن ﺧﻮب، داﻧﺸﻤﻨﺪان، ﻣﺘﻔﻜﺮان، اﺳﺘﺎدان، چهره‌های برجسته‌ای ﺳﻴﺎﺳﻰ در ﻣﻴﺎن ﺑﺎﻧﻮان ﻣﺆﻣﻦ و اﻧﻘﻼﺑﻰ ﻣﺎ، اﻣﺮوز وﺟﻮد دارﻧﺪ؛ این‌ها دوﺷﺎدوش ﻣﺮدان و ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻬﺘﺮ از آن‌ها در زمینه‌های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻰ ﻛﻪ در آن‌ها تخصص و آﮔﺎﻫﻰ دارﻧﺪ، دارﻧﺪ ﻛﺎر می‌کنند. ﻣﻦ می‌خواهم ﺑﻪ این‌ها ﺑﮕﻮﻳﻢ: مسئله‌ی زن را در ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻗﺮار ﺑﺪﻫﻨﺪ و روي اﻳﻦ مسئله ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ مسئله اﺑﻌﺎد زﻳﺎدي دارد.»[۲۵]

چارچوب نظری نظام اسلامی به موضوع مشارکت و حضور اجتماعی زنان، چند شاخص برجسته دارد. برابری با مردان در ارزش‌های انسانی، نگاه محترمانه به زن، به رسمیت شناختن وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی مشترک میان زنان و مردان و تاکید بر تناسب وظایف اختصاصی با تکوین هر دو جنس را می‌توان در این رابطه نام برد. آنچه نباید از نظر دور داشت تقابل جدی و هدف‌دار دیدگاه نظام اسلامی، نسبت به حضور اجتماعی زنان، با مبانی و ساختار فرهنگ غربی است:«خب در مورد مسئله‌ی زن و مادر؛ نگاه و موضع جمهوری اسلامی در باب زن، بکلّی با نگاه رایج غربی متفاوت است که با هزار زبان و با تریبون‌های فوق‌العاده فراگیر سعی می‌کنند آن را به همه‌ی دنیا گسترش بدهند؛ نه! نقطه‌ی مقابل آن، نگاه جمهوری اسلامی است. نگاه جمهوری اسلامی، نگاه تکریم و احترام زن است؛ نقطه‌ی مقابلِ نگاه رایج غرب به زن که نگاه کالایی و ابزاری است و حرمت زن در منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی درهم‌شکسته. شما دیدید که یکی از عالی‌ترین مقامات دولتی و نظامی زن در همین چند ماه قبل از این اعلام کرد که مورد تعرّض و تجاوز قرارگرفته؛ یعنی حتّی زنانی که به رتبه‌های بالای اداری و اجتماعی و سیاسی میرسند، از آسیب منطق غربی در مورد زن در امان نیستند و بر کنار نمی‌مانند. نگاه اسلام این است که زن و مرد ازلحاظ ارزش‌های انسانی برابرند: آن المُسلِمینَ وَالمُسلِماتِ وَالمُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ وَالقنِتینَ وَالقانِتتِ وَالصدِقینَ وَالصّادِقتِ وَالصبِرینَ وَالصّابِرات، تا آخر؛ مرد مسلمان و زن مسلمان در مورد ارزش‌های الهی و انسانی هیچ تفاوتی باهمدیگر ندارند. وظایف مشترکی هم هر دو دارند؛ وظیفه‌ی امربه‌معروف مشترک است، وظیفه‌ی خدمت مشترک است، وظیفه‌ی جهاد فی سبیل الله [برای] هرکدام به‌نوعی مشترک است، مربوط به مرد یا مربوط به زن ویژه نیست. هرکدام هم وظایف ویژه‌ای دارند؛ زن وظایفی دارد، مرد وظایف ویژه‌ای دارد که خدای متعال به خاطر اداء همین وظایف ویژه، ترکیب ساختمان جسمی و روحی آن‌ها را هم متناسب با آن وظیفه بناکرده و خلق کرده؛ بنابراین این نگاه اسلام و نگاه جمهوری اسلامی به زن است و ما به این نگاه افتخار می‌کنیم؛ ما سرتاپا اعتراض به منطق غربی و روش غربی و سبک زندگی غربی در مورد زنیم؛ معتقدیم آن‌ها به زن‌دارند ظلم می‌کنند.» [۲۶] التزام به بایسته‌های اسلام در فعالت و مشارکت‌های اجتماعی،‌ دستاورد‌های بی‌بدیلی برای زن مسلمان خواهد داشت. دستاورد‌هایی که موجب حضور فعال با تأثیرگزاری عمیق خواهد شد:«زن می‌تواند در میدان‌های اجتماعی حضور فعّال داشته باشد، تأثیرگذاری اجتماعی عمیق داشته باشد. امروز زنان کشور ما در بخش‌های مختلف چنین تأثیرگذاری‌ای دارند؛ درعین‌حال حجاب و عفاف و وجه تمایز میان زن و مرد، فاصله‌ی‌ میان زن و مرد، در معرض سوءاستفاده‌ی مردان قرار نگرفتن، خود را در حدّ وسیله‌ی التذاذ مردان بیگانه و زیاده‌طلب پایین نیاوردن و تحقیر نکردن، جزو خصوصیّات زن ایرانی و زن مسلمانِ امروز است .» [۲۷]

در دوصده‌ی اخیر، حضور زنان در اجتماع در پی یک تحول اجتماعی عمیق به وقوع پیوسته است. به‌گونه‌ای که نقطه‌ی سرآغاز مشارکت‌های فعال زنانه قابل شناسایی بوده و می‌توان آن را بر مبنای مکاتب فلسفی و سیاسی آن روزگار، مورد بررسی قرار داد. در رابطه با جامعه‌ی ایران اسلامی نیز این موضوع قابل انطباق است. انقلاب اسلامی با مبانی خود، این مشارکت را در دسترس زنان ایرانی قرار داد و از آن حمایت نمود:«اﻧﻘﻼب ﻳﻚ ﺳﺪّي را ﺷﻜﺴﺖ و ﻳﻚ ﻣﺴﻴﺮ ﺟﺪﻳﺪي را ﺑﺮاي زﻧﺎن ﺑﺎز ﻛﺮد و آﻧﺎن ﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ در ﻣﺴﺎﺋﻞ اﻧﻘﻼب ﺣﻀﻮر ﻗﻮي و ﭘﺮﺣﺠﻤﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺗﻈﺎﻫﺮات، راهپیمایی‌ها و اﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ﻋﻈﻴﻤﻰ ﻛﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ و ﺣﻀﻮر در رأي دادن‌ها ﺳﺮآﻏﺎز اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻮد... » [۲۸] آنچه نظام اسلامی را با دیگر سیستم‌های اجتماعی متمایز می‌کند؛ جهت راهیست که برای افراد گشوده است. به‌عبارت دیگر نظام اسلامی محدودیت زمینه‌ای برای مشارکت فعال افراد نداشته و تنها حرکت و تلاش افراد بر اساس معیار‌های دینی است که موضوعیت دارد نه چیز دیگری:«ﻣﺎ را متهم ﺑﻪ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي از رﺷﺪ ﻋﻠﻤﻰ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ زﻧﺎن می‌کنند! ﺧﻮدﺷﺎن ﻫﻢ می‌دانند اﻳﻦ ّاﺗﻬﺎم دروغ اﺳﺖ؛ وﻟﻰ ﺗﻜﺮار می‌کنند. ﻣﺎ ﺑﺮاي زن، ارزش واﻗﻌﻰ اﻧﺴﺎﻧﻰ ﻗﺎﺋﻠﻴﻢ. ﻣﺎ ﻣﻴﺎن زن و ﻣﺮد ﺗﻔﺎوﺗﻰ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. ﻣﻌﺘﻘﺪﻳﻢ زن و ﻣﺮد ﻫﺮ دو انسان‌اند و ﻣﻴﺪان ﺗﻜﺎﻣﻞ، ﭘﻴﺶ روﻳﺸﺎن ﺑﺎز اﺳﺖ. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻼش ﻛﻨﻨﺪ، ﻫﺮ ﭼﻪ زﺣﻤﺖ ﺑﻜﺸﻨﺪ و ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺪا ﭘﻴﺶ روﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه رﺷﺪ و ﺗﻜﺎﻣﻞ ﭘﻴﺪا ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻛﺮد. راه ﻋﻠﻢ و ﺣﻀﻮر ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻫﻢ، ﺟﻠﻮي هردوی آن‌ها ﺑﺎز اﺳﺖ.»[۲۹]

مشروعیت‌بخشی و حمایت از مشارکت فعال زنان در نظام اسلامی را می‌توان در عمق و میزان آن بررسی نمود:« در کشور ما زن‌ها تعیین‌کننده هستند و هیچ یک از مسائل مهم کشور ما نیست که زنان حضور نداشته باشند. »[۳۰]

حضور زنان در مناصب و مناسک گوناگون اجتماع و عدم مماشات بر سر مبانی و قیود دینی،‌ شاهد مثالی‌ است جهت شفافیت موضع نظام اسلامی، در رابطه با میزان و معیار پذیرش فعالیت اجتماعی زنان:«اﮔﺮ زﻧﻬﺎ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب ﻧﺒﻮدﻧﺪ، اﻧﻘﻼب اﺻﻼً ﭘﻴﺮوز نمی‌شد. اﮔﺮ زن‌ها ﻧﺒﻮدﻧﺪ، اﻳﻦ ﻣﺮاﺳﻢ ﻋﻈﻴﻢ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﻜﻮه ﺑﻪ وﺟﻮد ﻧﻤﻰآﻣﺪ و اﺻﻼً پنجاه‌درصد اﻧﻘﻼب ﻣﺎ رﻫﻴﻦ ﻣﻨّﺖ زن‌هاست، ﻣﺎ ﺑﺮاي زن‌ها ارزش ﻗﺎﺋﻞ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﻣﺎ اﮔﺮ زن در ﻣﺠﻠﺴﻰ ﺑﺎﺷﺪ می‌رویم. ﺗﻮي ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراي اﺳﻼﻣﻰ ﻣﺎ، زن ﻫﺴﺖ. در ﻣﺠﺎﻣﻊ اﺳﻼﻣﻰ ﻣﺎ زن ﻫﺴﺖ. در ﻧﻤﺎز جمعه‌ی ﻣﺎ زن ﻫﺴﺖ، در ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻣﺎ زن ﻫﺴﺖ، ﻣﺎ ﺑﺎ ﺣﻀﻮر زن در ﻫﻴﭻ‌ﻛﺠﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. ﻣﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﺷﺶ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ زن ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﻣﺎ ﺑﺎ وﺿﻊ ﻣﻌﺎﺷﺮت ﻧﺎدرﺳﺖ زن ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﺴﺘﻴﻢ. آﻧﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ زن و ﻣﺮد ﻗﺮار اﺳﺖ ﺑﺮوﻧﺪ و مشروب‌خواری ﻛﻨﻨﺪ، اﻟﺒﺘّﻪ ﻣﺎ ﺷﺮﻛﺖ نمی‌کنیم.»[۳۱]

موضوع زن و خانواده در منظومه‌ی فکری و معنایی نظام اسلامی، تنها معطوف به ظرفیت‌ها و کارکرد‌ها نبوده و نیست. آنچه اهمیت دارد تحفظ از انسانیت و حقوق افراد است. به‌عبارت دیگر، در موضوع حضور اجتماعی زنان، موضع نظام جنبه‌ی حمایتی و حراستی نیز دارد به‌گونه‌ای که از مظلوم واقع‌شدن ایشان باید جلوگیری به‌عمل آید. هدفی که برای دست‌یابی به آن، راه‌کاری مشخص را باید دنبال نمود:«ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻬﻢ دﻳﮕﺮي ﻫﻢ وﺟﻮد دارد: مسئله‌ی ازدواج و ﻧﺠﺎت از ﺗﺠﺮد. ﻣﻮاﻧﻊ ازدواج اﺣﺼﺎء ﺑﺸﻮد. ﻫﻤﻴﻦ ﻛﺎرﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ خانم‌ها اﺷﺎره ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ دارﻧﺪ اﻧﺠﺎم می‌دهند و ﻣﻦ واﻗﻌﺎً ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺷﺪم ﻛﻪ ﺑﺤﻤﺪاﷲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﭘﺮداﺧﺘﻪ می‌شود. مسئله‌ی ﭘﻮﺷﺶ، مسئله‌ی ﻣﻌﺎﺷﺮت، واﻗﻌﺎً ﻳﻚ ﻛﺎر ﻣﺒﻨﺎﻳﻰاي در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ انجام بگیرد. مسئله‌ی ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺎﻟﻰ و ﺣﻘﻮﻗﻰ از زﻧﺎن ﻣﺤﺮوم ﻳﺎ ﻣﻈﻠﻮم ﻛﻪ ﺣﺎﻻ مسئله‌ی دادگاه‌ها را ﻛﻪ ﻳﻜﻰ از دغدغه‌های ﻓﻜﺮي ﻣﻦ ﺑﻮد، آن ﺧﺎﻧﻢ ﺧﺮاﺳﺎن رﺿﻮي اﺷﺎره ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر در دادﮔﺴﺘﺮي آﻧﺠﺎ ﺷﺪه؛ اﻣﻴﺪوارﻳﻢ واﻗﻌﺎً ﺗﺤﻘّﻖ ﻋﻴﻨﻰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻳﻦ ﻛﺎر؛ ﻳﻜﻰ از دغدغه‌ها و از نگرانی‌های ﺑﻨﺪه ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ خانم‌ها در محیط‌های دادﮔﺎﻫﻰ و محیط‌های ﻗﻀﺎﺋﻰ، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻰ دﻓﺎع از ﺧﻮدﺷﺎن را درﺳﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﻧﻪ ﭘﻮل داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ وﻛﻴﻞ درست‌وحسابی ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ، ﻧﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ از ﺧﻮدﺷﺎن دﻓﺎع ﻛﻨﻨﺪ و ﻣﻈﻠﻮم واﻗﻊ ﺑﺸﻮﻧﺪ؛ اﻳﻦ ازجمله‌ي ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ، ﺑﺎﻳﺪ دﻧﺒﺎل ﺑﺸﻮد. مسئله‌ی اﺷﺘﻐﺎل زﻧﺎن، ﺣﺪود اﺷﺘﻐﺎل، ﭼﻪ اﺷﺘﻐﺎﻟﻰ، ﭼﻪ ﺟﻮر ﻛﺎري، ﺑﻪ ﭼﻪ ﻧﺤﻮي- ﻫﻤﺎن اﻧﻌﻄﺎﻓﻰ ﻛﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻴﻢ درزمینه‌ی ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺷﺘﻐﺎل- این‌ها ﻫﻤﻪ ﻛﺎرﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم ﺑﮕﻴﺮد.»[۳۲]

به‌طور خلاصه و جامع می‌توان موضع نظام اسلامی، در رابطه با حضور اجتماعی زنان، را چنین بیان نمود که زنان مانند مردان در قبال جامعه مسئولند و باید برای عمل به وظیفه‌ای که بر عهده دارند،‌ در چارچوب شرع و رعایت اولویت‌ها، تلاش کرده و وارد میدان شوند:«زن ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻣﺜﻞ ﻣﺮد ﻣﺴﻠﻤﺎن ﺣﻖ دارد آﻧﭽﻪ را ﻛﻪ اﻗﺘﻀﺎي زﻣﺎن اﺳﺖ، آن ﺧﻸﻳﻰ را ﻛﻪ اﺣﺴﺎس می‌کند، آن وظیفه‌ای را ﻛﻪ ﺑﺮ دوش ﺧﻮد ﺣﺲ می‌کند، اﻧﺠﺎم دﻫﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ دﺧﺘﺮي مثلاً ﻣﺎﻳﻞ اﺳﺖ ﭘﺰﺷﻚ ﺷﻮد، ﻳﺎ فعالیت اﻗﺘﺼﺎدي ﻛﻨﺪ، ﻳﺎ در رشته‌های ﻋﻠﻤﻰ ﻛﺎر ﻛﻨﺪ، ﻳﺎ در داﻧﺸﮕﺎه ﺗﺪرﻳﺲ ﻛﻨﺪ، ﻳﺎ در ﻛﺎرﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻰ وارد ﺷﻮد، ﻳﺎ روزنامه‌نگار ﺷﻮد، ﺑﺮاي او میدان‌ها ﺑﺎزاﺳﺖ. ﺑﻪ ﺷﺮط رﻋﺎﻳﺖ عفت و ﻋﻔﺎف و ﻋﺪم اﺧﺘﻼط و اﻣﺘﺰاج زن و ﻣﺮد، در جامعه‌ی اﺳﻼﻣﻰ ﻣﻴﺪان ﺑﺮاي زن و ﻣﺮد ﺑﺎز اﺳﺖ. ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ، همه‌ی آﺛﺎر اﺳﻼﻣﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪﻫﺎ وﺟﻮد دارد و همه‌ی ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ اسلامی است ﻛﻪ زن و ﻣﺮد را به‌طور ﻳﻜﺴﺎن، از ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺑﺮﺧﻮردار می‌کند. اﻳﻦ ﻛﻪ می‌فرماید: «ﻣﻦ أﺻﺒﺢ ﻻ ﻳﻬﺘﻢ بالامور المسلمین ﻓﻠﻴﺲمسلم»[۳۳] ، ﻣﺨﺼﻮص ﻣﺮدان ﻧﻴﺴﺖ؛ زﻧﺎن ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻣﻮر ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و جامعه‌ی اﺳﻼﻣﻰ و امور جهان اﺳﻼم و همه‌ی ﻣﺴﺎﺋﻠﻰ ﻛﻪ در دﻧﻴﺎ ﻣﻴﮕﺬرد، اﺣﺴﺎس ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ ﻛﻨﻨﺪ و اﻫﺘﻤﺎم ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ؛ ﭼﻮن وﻇﻴﻔﻪى اﺳﻼﻣﻰ اﺳﺖ. »[۳۴]

دستاور‌د‌های حضور اجتماعی زن

ایجاد احساس شخصیت اجتماعی زنانه

جامعه‌ی زنان در تمامی شئون یک اجتماع- به‌واسطه‌ی نقش همسری و مادری خود- مشارکتی غیرمسقیم دارند. باید توجه داشت که حضور فعال زنان در اجتماع، جز با التفات به ظرفیت‌ها و آثار نقش‌های زنانه ممکن نمی‌باشد. التفاتی که احساس شخصیت اجتماعی را برای تمامی زنان آن جامعه به دنبال خواهد داشت:«اﻻن ﺷﻤﺎ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻛﻨﻴﺪ، همه‌ی زﻧﺎن روﺳﺘﺎﻫﺎ و ﺷﻬﺮﻫﺎي دوراﻓﺘﺎده، به‌عنوان اﻓﺮادي از مجموعه‌ی نگهدارندِ اﻳﻦ اﻧﻘﻼب و اﺻﺤﺎب و ﺻﺎﺣﺒﺎن آن، ﺑﺮاي ﺧﻮدﺷﺎن ﺷﺄن قائل‌اند از اﻳﻦ ﺟﻬﺖ، ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻗﻰ ﺑﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﮔﺎﻫﻰ زﻧﺎن، اﻳﻤﺎن پرشورتر و دﻳﺪ روﺷﻨﺘﺮي ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ دارﻧﺪ و ﻛﺸﻮر و ﻣﺴﺎﺋﻞ آن را متعلق ﺑﻪ ﺧﻮدﺷﺎن ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ. ﭼﻪ زﻣﺎﻧﻰ ﭼﻨﻴﻦ اﺣﺴﺎﺳﻰ در ﺑﻴﻦ زﻧﺎن ﻣﺎ، آن‌هم در ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻄﺢ وﺳﻴﻌﻰ از ﺟﺎﻣﻌﻪ وﺟﻮد داﺷﺖ؟ اﻳﻦ، ﺑﻪ ﺑﺮﻛﺖ اﻧﻘﻼب اﺳﺖ. ﻫﻤﺎن ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮدآﮔﺎﻫﻰ و اﺣﺴﺎس ﺷﺨﺼﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻛﻪ در ﻣﺮدان ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ، می‌توان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ در زﻧﺎن ﺑﺎ ﺟﺴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮي ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ. ﻗﺒﻼً ﻫﻴﭻ ﻧﺒﻮده؛ وﻟﻰ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﻣﻴﺰان ﺧﻴﻠﻰ ﺑﺎﻻﻳﻰ ﻫﺴﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ آﻳﺎ ﺟﻨﺒﻪى ﻣﺸﺎﻏﻞ و ﺷﺌﻮن خاص زﻧﺎﻧﻪ و ﻗﺪر ﻣﺎدر و ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻮدن را داﻧﺴﺘﻦ، ازجمله ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ آن توجه ﺷﺪه اﺳﺖ. »[۳۵]

پیشرفت جریانات اجتماعی

ایجاد خودآگاهی در زنان، علاوه بر نمودار‌کردن سهم نقش‌آفرینی و ارزش‌مندی آنان؛ در اجتماع نیز منشأ اثر است. به‌گونه‌ای که قابلیت سرعت و جهت بخشیدن به جریانات اجتماعی را خواهد داشت: «اﮔﺮ زﻧﺎن در ﻳﻚ حرکت حضور ﭘﻴﺪا ﺑﻜﻨﻨﺪ، ﻳﻚ ﺣﻀﻮر جدی و آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و از روي ﺑﺼﻴﺮت، آن ﺣﺮﻛﺖ به‌طور ﻣﻀﺎﻋﻒ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. در اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻋﻈﻴﻢِ ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ، ﻧﻘﺶ زﻧﺎن، ﻳﻚ ﻧﻘﺶ بی‌بدیل اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ اداﻣﻪ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ. زﻧﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺮان ﺧﻮد را و ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد را ﺑﺮاي ﺣﻀﻮر در خطرناک‌ترین میدان‌ها و جبهه‌ها آﻣﺎده می‌کنند و ﺗﺸﺠﻴﻊ می‌کنند. ﻣﺎ در دوران ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻃﺎﻏﻮت در اﻳﺮان و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻌﺪ از ﭘﻴﺮوزي اﻧﻘﻼب ﺗﺎ اﻣﺮوز، ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﻰ ﻧﻘﺶ زﻧﺎن را به‌طور واﺿﺢ و ﻣﻠﻤﻮس ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻛﺮدﻳﻢ و دﻳﺪﻳﻢ. اﮔﺮ در ﺟﻨﮕﻰ ﻛﻪ ﻫﺸﺖ ﺳﺎل ﺑﺮ ﻣﺎ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﺷﺪ، زﻧﺎن ﻣﺎ، ﺑﺎﻧﻮان ﻛﺸﻮر ﻣﺎ در ﻣﻴﺪان ﺟﻨﮓ، در عرصه‌ی ﻋﻈﻴﻢ ﻣﻠّﻰ ﺣﻀﻮر نمی‌داشتند، ﻣﺎ در اﻳﻦ آزﻣﺎﻳﺶ دﺷﻮار و ﭘﺮ ﻣﺤﻨﺖ ﭘﻴﺮوز نمی‌شدیم. زﻧﻬﺎ، ﻣﺎ را ﭘﻴﺮوز ﻛﺮدﻧﺪ، ﻣﺎدران ﺷﻬﺪا، ﻫﻤﺴﺮان ﺷﻬﺪا، ﻫﻤﺴﺮان ﺟﺎﻧﺒﺎزان، ﻫﻤﺴﺮان اﺳﺮا و آزادﮔﺎن ﻣﺎ؛ ﻣﺎدران این‌ها ﺑﺎ ﺻﺒﺮ ﺧﻮد ﻳﻚ ﻓﻀﺎﻳﻰ را در ﻳﻚ منطقه‌ای ﻣﺤﺪودي ﺑﻪ وﺟﻮد آوردﻧﺪ، ﻛﻪ آن ﻓﻀﺎ جوان‌ها را، ﻣﺮدان را، ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻣﺼﻤﻤﺎﻧﻪ ﺗﺸﻮﻳﻖ می‌کرد؛ و اﻳﻦ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻛﺸﻮر ﮔﺴﺘﺮده ﺷﺪ و ﮔﺴﺘﺮده ﺑﻮد. ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻓﻀﺎي ﻛﺸﻮر ﻣﺎ ﻳﻜﺴﺮه ﻓﻀﺎي ﻣﺠﺎﻫﺪت ﺷﺪ، ﻓﻀﺎي ﻓﺪاﻛﺎري و ﮔﺬﺷﺖ ﺷﺪ؛ ﮔﺬﺷﺖ از ﺟﺎن؛ و ﭘﻴﺮوز ﺷﺪﻳﻢ. اﻣﺮوز در دﻧﻴﺎي اﺳﻼم ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ؛ در ﺗﻮﻧﺲ، در ﻣﺼﺮ، در ﻟﻴﺒﻰ، در ﺑﺤﺮﻳﻦ، در ﻳﻤﻦ، در ﻫﺮ نقطه‌ی دﻳﮕﺮ. اﮔﺮ زﻧﻬﺎ در ﺻﻔﻮف ﻣﻘﺪم ﺣﻀﻮر ﺧﻮدﺷﺎن را ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ و اداﻣﻪ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﭘﻴﺮوزﻳﻬﺎ ﻳﻜﻰ ﭘﺲ از دﻳﮕﺮي ﻧﺼﻴﺐ آن‌ها ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. در اﻳﻦ ﻫﻴﭻ ﺗﺮدﻳﺪي ﻧﻴﺴﺖ.» [۳۶]

عظمت‌آفرینی

زنان آگاه و بصیر مسلمان، به‌واسطه‌ی نقش‌ها و ظرفیت‌های جنسیتی خویش، با حضور فعال در اجتماع می‌توانند علاوه بر سرعت‌بخشی به جریانات اجتماعی؛ جهت و راه ثواب از ناثواب را تشخیص و با طی آن موجب تحول در اجتماع گردند: «زن اﺳﻼﻣﻰ زﻧﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ راه را درﺳﺖ می‌رود، ﻫﺪف را درﺳﺖ ﺗﺸﺨﻴﺺ می‌دهد و در اﻳﻦ راه ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻓﺪاﻛﺎري اﺳﺖ و ﭼﻨﻴﻦ زﻧﻰ ﻋﻈﻤﺖ می‌آفریند ﻫﻤﭽﻨﺎن که زﻧﺎن اﻳﺮان ﻋﻈﻤﺖ آﻓﺮﻳﺪﻧﺪ. این‌ها ﺗﻌﺎرف ﻧﻴﺴﺖ. اﺳﻼم زﻧﺎن ﻋﺎﻟﻤﻪى ﺑﺰرﮔﻰ ﭘﺮورش داده اﺳﺖ. اﮔﺮ اﻣﺮوز ﻫﻢ در جامعه‌ی ﻣﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻛﻨﻴﺪ، می‌بینید ﻛﻪ متخصصان زن، داﻧﺸﻤﻨﺪان زن، ﭘﺰﺷﻜﺎن زن، محققان زن و ﻫﻨﺮﻣﻨﺪان ﺑﺰرگ زن ﻛﻢ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؛ انسان‌های ارزش‌آفرین و صاحب‌فکر و ﻣﻜﺘﺐ در ﺑﻴﻦ آن‌ها ﻫﺴﺖ. درصحنه‌ی ﺳﻴﺎﺳﻰ و در ﻗﻮاي ﻣﺠﺮﻳﻪ و مقننه ﻫﻢ همین‌طور اﺳﺖ. در همه‌ی بخش‌های ﻛﺸﻮر، ﺣﻀﻮر زﻧﺎن، ﺣﻀﻮر فعالی اﺳﺖ. ﺑﻴﻦ ﻣﺎ و آن‌ها، ﺑﻴﻦ ﺗﻔﻜﺮ و ارزش‌گذاری اﺳﻼﻣﻰ و ﻏﺮﺑﻰ، ﺑﺤﺚ ﺑﺮ ﺳﺮ این‌ها ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﺤﺚ ﺑﺮ ﺳﺮ ﭼﻴﺰ دﻳﮕﺮي اﺳﺖ. »[۳۷]

عوامل و انگیزه‌های حضور

دفاع از دیدگاه اسلام

تبلور شخصیت و هویت انسانی به عوامل گوناگونی ازجمله امکان تأثیرگذاری از رهگذر حضور در عرصه اجتماعی وابسته است. از این‌رو، در حرکت احیاگرانِ اسلام و پیامبر اعظم (ص) توجه ویژه‌ای به این موضوع مبذول گردید تا آنجا که باهدف پاسداشت هویت و کرامت انسانی زن، با در نظر گرفتن حقوق متناسب با توانمندی‌های او به همراه انتظار انجام تکالیف و وظایفی در شأن زن، از کهتری مقام زن در برابر مرد کاسته شد و از این طریق امکان تحقق استقلال شخصیتی و رفتاری برای جنس زن فراهم آمد. به همین دلیل زنان باید بدانند که خدا و قرآن و اسلام، درباره‌ی آن‌ها چه قضاوتی دارد، از آن‌ها چه می‌خواهد، مسؤولیت آن‌ها را چه چیزی معیّن می‌کند و ازآنچه اسلام فرموده و خواسته، دفاع کنند.

آگاهی زنان از دیدگاه اسلام در مسئله حضور اجتماعی و تاثیر گذاری‌هایی که با حضور اجتماعی خود می‌توانند در سطح اجتماع انسانی داشته باشند در ارتقا شخصیت، ایجاد اعتمادبه‌نفس و انگیزه دز زنان بسیار مؤثر است.

به همین دلیل زنان جامعه باید آگاه باشند که آموزه‌های اسلام در حوزه فعالیت‌های اجتماعی بر محور تناسب میان تکوین و تشریع استوار است و باهدف تعالی، کمال، آرامش و امنیت روانی زنان در افقی فراتر از ابعاد مادی تصور شده است. دین اسلام ازآن‌جهت که بشر را بادید جمعی می‏نگرد و برای انسان یک هویت جمعی قائل است،‏ یک سلسله وظایفی را به‌عنوان وظایف و مسائل اجتماعی برای زن و مرد مطرح و دین‌داران را به انجام آن وظایف فرامی‌خواند. « ﺧﻮد ﺑﺎﻧﻮان ﻛﺸﻮر ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع زن ازنظر اﺳﻼم، داراي آﮔﺎﻫﻰ ﻛﺎﻓﻰ و ﻻزم ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ اتکا ﺑﻪ ﻧﻈﺮ واﻻي دﻳﻦ ﻣﻘﺪّس اﺳﻼم، از ﺣﻘﻮق ﺧﻮد به‌طور ﻛﺎﻣﻞ دﻓﺎع ﻛﻨﻨﺪ .»[۳۸]

قدرت و فرصت

یکی دیگر از عوامل مؤثر در حوزه فعالیت اجتماعی مسئله قدرت جسمانی و ساختار بیولوژیک زن در متن خلقت و توانایی جسمی است که خداوند به زنان عطا فرموده است.غالباً زنان از جهت قدرت جسمانی ضعیفتر از مردان هستند. لذا توانایی فعالیت در اموری که نیازمند قدرت جسمانی، خشونت و مقاومت بدنی و جسمانی است را ندارند مگر اینکه قائل به تحمل فشار مضاعف و تحمیل زیاده و قدرت جاهلانه بر زن باشیم. لذا زنان جامعه اسلامی در هر فعالیتی باید اصل قدرت جسمانی متناسب با آن فعالیت را رعایت کنند. «اﺧﺘﻼط و اﻣﺘﺰاج زن و ﻣﺮد، ﻣﺜﻞ اﺧﺘﻼط و اﻣﺘﺰاج ﻣﺮدان ﺑﺎﻫﻢ و زﻧﺎن باهم نیست. اﻳﻦ را ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﻨﺪ. هم مرد ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﺪ و ﻫﻢ زن ﺑﺎﻳﺪ رﻋﺎﻳﺖﻛﻨﺪ. اﮔﺮ این حساسیت اﺳﻼم نسبت به رواﺑﻂ و ﻧﻮع اﺧﺘﻼط ﻣﺮد و زن رعایت بشود، همه‌ی ﻛﺎرﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻣﺮدان می‌توانند در عرصه‌ی اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ اﻧﺠﺎم ﺑﺪﻫﻨﺪ، زﻧﺎن ﻫﻢ اگر قدرت ﺟﺴﻤﺎﻧﻰ و ﺷﻮق و ﻓﺮﺻﺘﺶ را داشته باشندـ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺑﺪﻫﻨﺪ .»[۳۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دﻳﺪار ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎى ﺷﻬﺪا و اﻳﺜﺎرﮔﺮان و ﻋﻠﻤﺎى ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﮔﻨﺒﺪ 74/07/24
  2. دﻳﺪار ﺷﺮﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎن دراﺟﻼس ﺟﻬﺎﻧﻰ»زﻧﺎن و ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ» 91/04/21
  3. زنان برگزیده کشور 93/01/30
  4. ﭘﺮﺳﺘﺎران 70/08/22
  5. شرکت‌کنندگان در اﺟﻼس ﺟﻬﺎﻧﻰ زنان و ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ 91/04/21
  6. زﻧﺎن ﺧﻮزﺳﺘﺎن 75/12/20
  7. زنان خوزستان 75/12/20
  8. اﻋﻀﺎى ﮔﺮوه اﻧﻄﺒﺎق ﭘﺰﺷﻜﻰ ﺑﺎ ﻣﻮازﻳﻦ ﺷﺮﻋﻰ74/08/16
  9. ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﻬﺪا و اﻳﺜﺎرﮔﺮان ﮔﻨﺒﺪکاووس 74/07/27
  10. ﻋﻀﺎى ﺷﻮراى ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ـ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ زﻧﺎن، 70/10/04
  11. ذاکرین اهل‌بیت علیهم‌السلام، 96/12/17
  12. اعضای شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان 70/10/24
  13. دیدار عمومی زنان76/07/30
  14. شرکت‌کنندگان در اﺟﻼس ﺟﻬﺎﻧﻰ » زﻧﺎن و ﺑﻴﺪارى اﺳﻼﻣﻰ 91/04/21
  15. هیئت‌امنای گروه هم‌اندیشی تحکیم خانواده 95/02/05
  16. زنان برگزیده کشور 93/01/30
  17. زنان برگزیده کشور 93/01/30
  18. ممتحنه آیه 12
  19. دﻳﺪار عمومی زنان79/06/30
  20. زنان خوزستان، 75/12/20
  21. اقشار مختلف مردم گنبد 74/07/27
  22. جلسه‌ی ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﺆاﻻت 60/04/06 جلسه‌ی ﺳﺨﻨﺮاﻧﻰ ﻣﺴﺠﺪ اﺑﻮذر ﺗﻬﺮان ﻛﻪ در آن ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈّﻢ رﻫﺒﺮى ﻣﻮرد سوءقصد ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ.
  23. دﻳﺪار خانواده شهدا و اﻳﺜﺎرﮔﺮان ﮔﻨﺒﺪکاووس 74/07/27
  24. دﻳﺪار عمومی زنان72/09/17
  25. ﻣﺮاﺳﻢ ﺑﺰرﮔﺪاﺷﺖ روز زن در اﺳﺘﺎدﻳﻮم آزادى 67/11/08
  26. ذاکرین اهل‌البیت علیهم‌السلام 99/11/15
  27. ذاکرین اهل‌بیت علیهم‌السلام، 96/12/17
  28. ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ مجله‌ی زن روز 66/12/13
  29. ﺟﻤﻌﻰ از ﭘﺰﺷﻜﺎن 68/09/15
  30. ﺧﻄﺒﻪ ﻧﻤﺎز ﺟﻤﻌﻪ 64/11/04
  31. ﺧﻄﺒﻪ ﻧﻤﺎز ﺟﻤﻌﻪ 64/11/04
  32. زنان ﻓﺮﻫﻴﺨﺘﻪ و ﺣﻮزوي 92/02/21
  33. اصول کافی، ج٢، ص١٦٣
  34. زﻧﺎن ﺧﻮزﺳﺘﺎن 75/12/20
  35. اﻋﻀﺎى ﺷﻮراى ﻓﺮﻫﻨﮕﻰـ اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ زﻧﺎن 69/10/16
  36. شرکت‌کنندگان در اﺟﻼس ﺟﻬﺎﻧﻰ زﻧﺎن و ﺑﻴﺪاري اﺳﻼﻣﻰ 91/04/21
  37. ﭘﺮﺳﺘﺎران 70/08/22
  38. زنان خوزستان 75/12/20
  39. زنان خوزستان 75/12/20

منابع

  • KHMENEI.IR
  • بانکی پور فرد،محمد حسین،مجموعه 5 جلدی نقش و رسالت زن، در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی،انتشارات انقلاب اسلامی،1391