انسان بودن جنین از منظر قرآن و روایات

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اگر بخواهیم بفهمیم که جنین انسان، مانند خود انسان کرامت و ارزش انسانی دارد باید به این چند سوال پاسخ دهیم که: آیا جنین انسان دارای حیات انسانی است؟ در صورت برخورداری از حیات انسان، آیا از ویژگی‌های انسان برخوردار است؟

حیات انسانی جنین

آیا جنین دارای حیات انسانی است و از چه زمانی حق حیات پیدا می‌کند؟ در پاسخ به این پرسش دو نظریه وجود دارد:

نظریه اول

برخی معتقدند جنین از ابتدا حیات ندارد و زمانی که روح در آن دمیده شد حیات می‌یابد. این نظریه مشابه نظریه‌ای منتسب به برخی از غربی‌ها است که به مستقل بودن جنین تا قبل از ولوج روح معتقدند.[۱]

نظریه دوم

این گروه از دانشمندان معتقدند جنین از ابتدای انعقاد نطفه در رحم مادر، حیات دارد؛ زیرا نطفه منعقد شده دارای نفس است و هر موجود دارای نفس، حیات دارد و نفس با وجود شرایط در بدن جنین، می‌تواند آن را تدبیر کند.[۲]

مراحل رشد جنین از نگاه قرآن

قرآن درباره رشد جنین می‌فرماید: «ثُمَّ جَعَلنَاهُ نُطفَهً فِی قَرارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقنَا العَلَقَهَ مُضغَهً فَخَلَقنَا المُضغَهَ عِظَامًا فَکَسَونَا العِظَامَ لَحمًا ثُمَّ أَنشَأنَاهُ خَلقًا ءَاَخَرَ فَتَبَارَکَ اهللُ اَحسَنُ الَخالِقِین»[۳]؛ سپس او را نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را به مضغه گردانیدیم، و آنگاه مضغه را استخوان‌هایی ساختیم، بعد استخوان‌ها را با گوشتی پوشانیدیم، [آنگاه جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است. در این آیه برای جنین شش مرتبه در نظر گرفته شده است: 1 .نطفه که جز آب و مایع چیز دیگری نیست؛ 2.علقه که همان خون بستهشده است؛ 3 .مضغه که همانند گوشت کوبیده شده است؛ 4 .عظام که در اینجا استخوان شکل می‌گیرد؛ 5 .لحم که در این مرتبه بر استخوان گوشت می‌روید. هر یک از این مراتب پنج‌گانه به ترتیب مرتبه‌ای از جنین را شکل می‌دهند تا اینکه نوبت به مرتبه ششم می‌رسد که قرآن با گزاره «ثُمَّ أَنشَأنَاهُ خَلقًا ءَاَخَرَ» به آن می پردازد. در این مرتبه جنین در حرکتش به اوج و اعلی مراتب خود می‌رسد. از نگاه بسیاری از حکما و مفسران، این مرتبه، همان مرتبه‌ای است که جنین حیات انسانی به خود می‌گیرد و خداوند به خودش تبریک می‌گوید. [۴] بنابراین هر مرتبه از جنین افزون بر برخورداری حظ وجودی از مرتبه قبلی، دارای حظ وجودی دیگری نیز هست. تا اینکه نوبت به مرتبه ولوج روح می‌رسد. در این مرتبه با دمیده شدن روح، جنین به انسان تبدیل می‌شود و به مقام انسانی می‌رسد. علاوه براین، برخوردار بودن هر یک از مراتب جنین از انسانیت را می‌توان از پاسخ امام صادق به پرسش مفضل فهمید. مفضل مراتب رشد بدن انسان از حالتی به حالت دیگر از امام می‌پرسد و امام نیز در پاسخ می‌فرماید: «أَوَّلُ ذَلِک تَصْوِیرُ الْجَنِینِ فِی الرَّحِمِ حَیثُ لَا تَرَاهُ عَینٌ وَ لَا تَنَالُهُ یدٌ»[۵]؛ اولین نشانه رشد انسان تصویر جنین در جایی است که دیده نمی‌شود و دستی بدان نمی‌رسد.

کرامت انسان

مقایسه انسان با دیگر موجودات به همین صورت است که انسان نسبت به دیگر موجودات از کمالات بیشتری، همچون عقل، قدرت تکلم و... برخوردار است. بر این اساس، وقتی قرآن می‌فرماید: «وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنی آدَم»[۶] در مقام مقایسه با سایر آفریده‌ها چیزهایی را ذکر می‌کند که ارزش اخالقی ندارد، بلکه یک سلسله نعمت‌ها را بیان می‌کند که به انسان داده و به موجودات دیگر نداده است. در نتیجه، انسان بهره وجودی بیشتری دارد.[۷] از این رو، هیچ کس نمی‌تواند به سبب آن، بر موجودات دیگر فخرفروشی کند، بلکه باید خدا را برای چنین نعمت‌هایی ستود، زیرا خداوند خودش را در قرآن به خاطر اینها ستوده است «فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقین»[۸] آفرین باد برخدا که بهترین آفرینندگان است.

لوازم کرامت جنین

وقتی خداوند انسان را صاحب کرامت و همراه با ارزش ذاتی و فطری خلق کرده است، به طور طبیعی این کرامت لوازم بسیار به همراه دارد که بدون در نظر گرفتن آنها کرامت معنا نخواهد داشت.

حق حیات و سلامتی

از آنجایی که انسان مخلوق برگزیده خدا است و از کرامت و ارزش ذاتی برخوردار است، به طور طبیعی در مقایسه با سایر مخلوقات از سلسله حقوق و مزایایی برخوردار است که آنها برخوردار نیستند. یکی از آن حقوق، حق حیات و زیستن است. بنابراین، حق حیات و زیستن به این معنا است که انسان حق ذاتی و باالصاله بر زیستن دارد و کسی نمی‌تواند وی را از این حق محروم کند. از آنجایی که دیگر حقوق انسان متوقف بر زنده‌بودن و حیات انسان است، پس حق حیات دارای اهمیت فوق العاده و جدی است و بر سایر حقوق تقدم رتبی دارد؛ بنابراین از حیث اینکه جنین از کرامت انسانی برخوردار، و دارای نفس محترمه است؛ و این پرسش در ذهن تداعی می‌شود که: آیا سقط جنین نقض حق حیات و حق زیستن انسان نیست؟ طبیعی است که با اثبات فرضیه جنین انسان است و از نفس محترمه برخوردار است و کرامت ذاتی، سقطش موجب تضییع حق حیات وی می‌شود. قرآن کریم نیز در دفاع از حق حیات انسان، قتل صاحب نفس محترمه را نهی می‌کند و می‌فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»[۹] و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده نکشید، مگر آنکه مستحق قتل گردد. در فقه اسلامی نیز بیان شده حق اگر مادر بارداری از دنیا برود، باید شکمش شکافته شود تا جنین از هلاکت نجات یابد.[۱۰]

نتیجه

1 . جنین انسان از حیث اینکه از ابتدای انعقادش با نفس همراه است، حیات انسانی دارد.

2 . وجود جنین انسان مقول به تشکیک است. به این معنا که دارای مراتب تشکیکی است و هر مرتبه از آن دارای حظی از وجود انسان است. لذا جنین انسان از برخی خصوصیات انسان نیز برخوردار است.

3 .از آنجایی که جنین انسان، انسان است، از کرامت ذاتی و هستی شناختی انسان بهره‌مند است.

4 . وقتی جنین انسان از کرامت هستی شناختی بهره‌مند شد، با ید از لوازمش مانند حق حیات و حق نگه‌داری و مواظبت نیز برخوردار باشد. لذا سقط جنین و کوتاهی در نگه داری صحیح از آن با حقحیات در تناقض است و با کرامت انسان نیز همخوانی ندارد.

پانویس

  1. پزشک و مالحظات اخلاقی،ج 2، ص 111.
  2. رسالة النفس، ص 52 – 54؛ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ص 421.
  3. سوره مومنون، آیه 13 و 14.
  4. المیزان فی تفسیر القرآ ن، ج 15، ص 21.
  5. توحید مفضل، ص 75.
  6. سوره اسرا،آیه 70.
  7. معارف قرآن، ص 370.
  8. سوره مومنون، آیه 14.
  9. سوره اسراء آیه 33.
  10. جواهر الکلام، ج 3، ص 377؛ تذکر ة الفقهاء، ص ج 2، ص 113.

منابع

  • قرآن کریم.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا.
  • لار یجانی، باقر، پزشک و ملاحظات اخلاقی، تهران، برا ی فردا، 1383ه ش، ج 2.
  • ابن سینا، حسین بن عبدالله، رسالة النفس، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، 1371ه ش.
  • سهروردی، شهاب الدین یحیی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،1373ه ش.
  • طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، انتشارات اسلامى، قم، 1417 ه ق، چاپ پنجم، ج 15.
  • مفضل بن عمر، توحيد المفضل‏، تحقیق و تصحیح از كاظم ‏مظفر، قم‏، داورى‏، بى تا، چاپ سوم‏.
  • مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن ، قم، مؤسسه در راه حق، 1373ه ش.