جرم و جنسیت

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نظریات مختلف در تبیین جرم

درباره تبیین جرم نظریات مختلفی وجود دارد که فمینیست‌ها آنها را دست‌کاری می‌کنند که در مورد جرم زنان هم استفاده کنند.

  1. عدم انسجام
  2. نظریه آمیزش متفاوت
  3. نظریه جرم‌شناسی مارکسیستی
  4. نظریه برچسب زنی
  5. نظریه کنترل اجتماعی
  6. نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه عدم انسجام

بزهکاری وقتی رخ می‌دهد که فرد نمی‌تواند به موقعیت مطلوب اجتماعی از راه مشروع دست بیابد، که جرم حساب می‌شود. فمینیست‌ها می‌گویند: چون زنان از فرصت کمتری نسبت به مردان برخوردار هستند، زمینه بزهکاری فراهم نمی‌شود. چرا آمار جرم آنها کمتر است؟ زیرا برای مردان دسترسی و استفاده از موقعیت نامشروع بیشتر است.

نظریه آمیزش متفاوت

عامل رفتار بزهکارانه؛ فقر و تربیت غلط نیست، بلکه این نتیجه معاشرت با افراد بزهکاراست. چون مردان با افراد بیشتری در معاشرت هستند، پس آمار جرم آن‌ها بالاتر است. و مردان با بزهکاران بیشتری در ارتباطند، پس جرم بیشتری مرتکب می‌شوند. نقد/ اشکال: چرا همسران بزهکاران که با بزهکاران در ارتباطند و معاشرت می‌کنند مجرم نمی‌شوند؟ و چرا آمار جرم زنان بالا نمی‌رود.

جواب: جرم یک رفتار اعتراض‌آمیز نسبت به ساختارها است و چون ساختارها، مسئولیت بیشتر و سازمان‌یافته متوجه مردان می‌کنند، در نتیجه مردان و بخصوص متأهلان آنها بیشتر جرم انجام می‌دهند.

نظریه جامعه‌شناسی مارکسیستی (نظریه انتقادی)

ریشۀ تمام تفاوت‌ها به مالکیت خصوصی و وضع قوانین توسط مردان بستگی دارد. زنان در سیستم سرمایه‌داری توسط مردان کنترل می‌شوند، در نتیجه فرصت کمتری به زنان داده می‌شود و باعث در حاشیه بودن مضاعف زنان می‌شود و فرصت کمتری برای مداخله در جرایم به زنان داده می‌شود لذا زنان جرم کمتری انجام می‌دهد. نقد این نظریه: حتی اگر قوانین دست زنان باشد، آیا آن موقع زنان، راحت‌تر مرتکب جرم می‌شوند؟ و یا آمار جرم زنان بالا می‌رود؟ اگر فرصت برای زنان فراهم شود و قوانین هم برای آنان باشد، باز هم جرم زنان از مردان کمتر است.

نظریه برچسب زنی (انگ زنی)

وقتی به فرد مجرم، برچسب زده شود، احتمال اینکه دوباره مرتکب جرم شود، بیشتر می‌شود. باعث می‌شود او دوباره سراغ جرم برود. در جوامع، افراد قدرتمند، قوانین را برای کنترل افراد بی‌قدرت وضع می کنند. بنابراین افرادی که قدرت ندارند برچسب می‌خورند، چون افراد قدرتمند قدرت دارند که برچسب بزنند. ارتباط نظریه فمینیست‌ها و زنان: زنان قدرت کمتری نسبت به مردان دارند و از طرف دیگر مردان بیشتر برچسب می‌خورند. باید شرایط جرم و ارتکاب جرایم آنها بیشتر باشد، در حالی که این‌گونه نیست. این حرف پارادوکسیکال است. زنان بیشتر از مردان برچسب می‌خورند، اما جرم آن‌ها کمتر از مردان است، این مربوط به بعضی جرایم مانند فحشاء و روسپی‌گری است نه هر جرایمی.

نظریه کنترل اجتماعی

زنان هم در محیط‌های عمومی و هم خصوصی تحت کنترل هستند. یعنی نقش زنان و انتظاراتی که زنان می‌رود باعث کنترل زنان می‌شود. بنابراین زمینه ارتکاب جرم برای آن‌ها کمتر ایجاد می‌شود. نظریه فمینیست‌های رادیکال: گاهی زنان قربانی جرایم هستند و علت آن اقتدار مردان است. مثل علت بزهکاری، پدرسالاری است. زیرا زنان در خانه تحت خشونت قرار می‌گیرند، پس فرار می‌کنند و بعد زمینه کار و فعالیت ندارند، لذا به تن‌فروشی و جرم روی می‌آورند.

تحلیل ما نسبت به جرم زنان

تحلیل خودمان فارغ از فمینیست‌ها؛ چه عواملی سبب جرم زنان می‌شود؟ چرا زنان جرمشان کمتر است؟ ویژگی‌های روحی، روانی و جسمی:عاطفی بودن، اخلاق مراقبت در زنان، روحیه حمایتی و عاطفی آن‌هاست که مانع از جرم‌های آسیب‌زا می‌شود. و اگر جرمی هم انجام دهد بیشتر برخواسته از نفس روحیه عاطفی و احساسی آن‌ها برمی‌گردد. مثل دزدی از سوپر مارکت به خاطر بچه‌هایش، کشتن رقیب عشقی خود و غیره. پس زنان به جرایم کوچک دست می‌زنند نه جرایم سازمان‌یافته. البته این نکته هم مهم است که زنان قانون پذیرند و از انجام جرم، عذاب وجدان می‌گیرند. و به فکر قضاوت دیگران و حرف مردم هستند یا برای انجام جرائمی مثل قتل باید به دنبال فرصتی باشند که فردِ طعمه در خواب یا نیمه هوشیار باشد و قدرت بدنی برای گشتن در همه شرایط را ندارند. پس زمینه جرم و این فرصت کمتر فراهم می‌شود. یادگیری اجتماعی: در مورد جرم زنان هم، یادگیری اجتماعی شده است. یعنی زنان اگر هم جرم می‌کنند چون یاد گرفته‌اند، جرم می‌کنند مثلا تحت تأثیر رسانه جرم می‌کنند. ۳-کنترل اجتماعی ۴-جرم یک واکنش اعتراض‌آمیز از سوی افراد، در برابر ساختار است که توسط کسانی صورت می‌گیرد که از طرف ساختارها تحت فشار هستند. و ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مسئولیت بیشتری را متوجه مردان می‌کند. رفتار اعتراض‌آمیز مردان بالاتر است. چون توقعاتی که ساختارها از مردان دارند، بالاتر است. اعتراض مردان بالاتر است، جرم مردان بالاتر است. مثلاً، در آمریکا، زنان سیاه‌پوست حقوق بگیر و تحت فشار هستند. بنابراین بیشتر از زنان سفیدپوست جرم انجام می‌دهند. نکته: در جوامعی که مدل تساوی‌گرایانه بیشتر است، آمار جرم زنان بالاتر است، زیرا تحت فشار ساختارها و مسئولیت‌های بیشتر قرار می‌گیرند.

جرم و جنسیت

زنان:

  1. به عنوان مجرم و بزهکار
  2. به عنوان بزه دید، (خشونت علیه زنان)

زنان به عنوان مجرم

طبق آمار، جرم زنان نسبت به مردان کمتر و پایین‌تر است و این سنت در طول زمان ثابت بود، یعنی اگر جرم مردان بالا رفته، نسبت زنان هم به همین مقدار بالا رفته است. آمار بزهکاری زنان در کل دنیا ۱۵٪ و آمار زندانیان زن ۱۰ ٪ است.

چرا زنان جرم می‌کنند؟

تعریف جرم: جرم یعنی هنجارهای قانونی را زیر پا گذاشتن و نقض قانون. مجازات برای جرم تعیین کرده‌اند. جرم به معنای هر رفتاری که قانون را نقض کند و برایش مجازات تعیین شود و مجازات قانونی در پی دارد و شکستن هنجارهایی که مجازات قانونی دارد.

جرایم زنان

علیه اشخاص: شامل قتل همسر، شریک عشقی، استفاده از سم برای کشتن رقیب، سقط جنین، قتل. علیه اموال: شامل سرقت (نه سرقت‌های بزرگ)، دزدی از سوپرمارکت. علیه اخلاق: شامل شهادت دروغ، تهمت، افترا، فحشاء. نکته:۱- جرم یک مفهوم فرهنگی است، مثل اخلاق؛ زیرا در بعضی جوامع بعضی از جرائم اصلاً جرم محسوب نمی‌شود. منظور از جرم؛ جرایم مباشر (یعنی مستقیم) است نه به تسیب. تسیب یعنی سبب و علت نباشد، بلکه مثل معاونت و تحریک در قتل است که انگیزه‌زا می‌باشد. نکته۲- زنان جرایم سازمان‌یافته، کمتر انجام می‌دهند. ولی فحشاء و روسپی‌گری استثنا است.

عوامل کمتربودن جرم زنان نسبت به مردان

  1. عوامل عاطفی، ساختار بدنی و هورمون‌ها؛ اختلال هورمون‌ها در زمان خاص باعث جرم می‌شود.
  2. برخی زنان فاقد تیپ مجرمانه هستند. مجرم یعنی مرد و یعنی زنی که کار مجرمانه انجام می‌‌دهد و بخاطر اختلالات هورمونی‌اش است از حالت زنانه بودن خارج شده و الگویشان شبیه مرد شده است.
  3. عوامل بدنی؛ زنان از جهت بدنی ضعیف‌تر از مردان هستند.
  4. پرخاشگری در زنان کمتر است، تمایل به جرم ندارند و مردان پرخاشگرترند.
  5. جرم زنان کمتر نیست، بلکه کمتر گزارش می شود. یا اگر هم گزارش شود، دستگاه قضا و پلیس با اغماض با او برخورد می‌کند.
  6. فحشا و سقط جنین در جوامعی که جرم‌انگاری نشده، باعث می‌شود آمار جرم زنان کمتر نشان داده شود. زنان این جرم‌ها را مرتکب می‌شوند، ولی جرم حساب نمی‌شود، لذا آمار پایین‌تر است.

فمینیست‌ها از هرگونه تبیین ذات‌گرایانه متنفر هستند و می‌گویند: زنان هم می‌توانند مرتکب جرم شوند. یعنی زنان اگر از لحاظ زیستی و هورمونی کمتر جرم انجام می‌دهند، را بپذیرند باید به لحاظ فیزیولوژیکی بپذیرند تفاوتی میان زنان و مردان وجود دارد. در پذیرفتن نقش‌های اجتماعیِ دیگر تأثیر دارد. مثل مادری و همسر، زن نمی‌تواند کارهای سنگین کند و... آیا جرم چیز خوبی است که فمینیست‌ها می‌خواهند بگویند ما هم می‌توانیم جرم کنیم؟ جواب: چون فمینیست‌ها با هرگونه تبیین ذات‌گرایانه مخالفند. یعنی اگر نظرات جُرم‌شناسان را بپذیرند، گویی به لحاظ فیزیولوژیکی باید بپذیرند، تفاوتی میان زنان و مردان وجود دارد. می‌گویند اگر این‌جا کوتاه بیاییم، جاهای دیگر هم باید کوتاه بیاییم. و در مورد نقش مادری، همسری و غیره هم تأثیر دارد و در پذیرش نقش‌های اجتماعی هم تأثیردارد.

جزوه: خانم دکتر حاج اسماعیلی