حقوق و وظایف خانوادگی(زن و مرد)در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حقوق و وظایف.jpg

«در قرآن وقتی که راجع به زن و مرد صحبت میشودمیفرماید که: « هنّ لباس لكم و أنتم لباس لهن »[۱] مثل هم، هیچ فرقی ندارد. زن لباس مرد است، مرد لباس زن است. یعنی چه لباس است؟ یعنی او را می‌پوشاند، او را حراست می¬کند، او را از آسیبها در امان می¬دارد، حفظ کننده یکدیگر هستند. خب، حقوق متقابل و مشترکی که شبیه هم است بر گردن همدیگر زن و مرد دارند، این است که هر کدامی خودشان را وظیفه¬دار در مقابل آن دیگری بدانند.»[۲] در تشبيه همسر به لباس، نكات و لطايف بسياري نهفته است که می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: - لباس بايد در طرح و رنگ و جنس مناسب انسان باشد. همسر نيز بايد هم‌ «كفو» انسان و متناسب بافکر و شخصيت انسان باشد. - لباس مايه زينت و آرامش است، همسر و فرزند نيز مايه زينت و آرامش خانواده هستند. - لباس عيوب انسان را مي‌پوشاند، هر يك از زن و مرد نيز بايد عيوب و نارسايي‌هاي يكديگر را بپوشانند. - لباس، انسان را از خطر سرما و گرما حفظ مي‌كند، وجود همسر نيز كانون خانواده را از آسيب‌ها حفظ و آن را گرم مي‌كند وزندگی را از سردي مي‌رهاند. - لباس، حريم انسان است و دوري از لباس، مايه رسوايي. دوري از ازدواج و همسر نيز سبب انحراف و رسوايي انسان مي‌شود - در هواي سرد، لباس ضخيم و در هواي گرم لباس نازك استفاده مي‌شود، هر يك از زن و مرد نيز بايد اخلاق و رفتار خود را متناسب با نياز روحي طرف مقابل تنظيم كنند؛ اگر مرد عصباني است، زن بالطافت با او برخورد كند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا كند. - انسان بايد لباس خود را از آلودگي حفظ كند، هر يك از زوجين نيز بايد ديگري را از آلوده شدن به گناه حفظ كنند. این تعبیر قرآن در مورد زن و مرد به‌درستی نشان می‌دهد که زن و مرد در مقابل یکدیگر مسئول و نسبت به یکدیگر وظایف و حقوقی دارند .

حقوق و وظایف مشترک

تعاون و همیاری در دوری از حرام

تأثیر و نفوذ همسران در سوق‌دادن دیگری به ارتکاب یا پرهیز از گناه؛ تکلیف سنگینی را بر عهده‌ی ایشان خواهد گذاشت. به‌گونه‌ای که نه‌تنها مسئول دنیا و آخرت خویش خواهند بود بلکه، در صورت منشأ اثری؛ باید پاسخ‌گوی اعمال دیگری نیز باشند:«بعضی از مردها، پول¬های حرام به دست می¬آورند. زنها به مجرد اینکه فهمیدند پولی از راه نامشروع پیدا شده، با روش¬ها و سیاستهای بسیار ظریف و زیرکانه زنانه، مردها را وادار کنند که از مال حرام دست بردارند. البته گاهی هم به عکس است؛ یعنی زن، مرد را که اهل ارتکاب کار حرام برای کسب مال نیست، وسوسه، تشویق و حتی مجبور به این کار می¬کند؛ بنابراین زن¬هایی هستند که مردها را اهل بهشت می¬کنند؛ زن¬هایی هم هستند که مردها را اهل جهنم می-کنند. همینطور مردهایی هستند که زن¬های خودشان را بهشتی می¬کنند؛ مردهایی هم هستند که زن¬هایشان را جهنمی می¬کنند. اینکه می¬گوییم یکدیگر را حفظ و به هم کمک کنید؛ یعنی اینکه یکدیگر را بهشتی کنید. این مهم در محیط کوچک خانواده، جزو وظایف زن و شوهر است.»[۳]

تعاون و همیاری پیمودن راه حق

نزدیکی زن و مرد در خانواده محدود به واقعیت خارجی نبوده و همراهی معنوی آن‌ دو نیز در رشد و تعالی روحی نیز موثر خواهد بود. رشدی که ملزومات خاص خود را می‌طلبد:« زن میتواند کمک کند به شوهرش برای اینکه در صراط حق پایدار باشد، ثابت‌قدم باشد و پیش برود؛ مرد میتواند همین کمک را به زن بکند. مثل دو شریک، مثل دو هم‌سنگر با هم زندگی کنید. عملاً، هم در شریعت، هم در واقعیّت خارجی، زن و شوهر نزدیک‌ترین افراد به هم هستند؛ هر چه میتوانید صمیمیّت را، صفا را، محبّت را بین خودتان افزایش بدهید. محبّت مایه‌ی اصلیِ زندگیِ شیرین خانوادگی است؛ سعی کنید محبّت را روز‌به‌روز افزایش بدهید که به دست خود انسان هم هست و انسان میتواند این کار را بکند.» [۴]

حقوق و وظایف اختصاصی

«ﻫﺪف اﺳﻼم در دﻓﺎع از ﺣﻘﻮق زﻧﺎن- همان‌طور ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ- اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ زن ﺗﺤﺖ ﺳﺘﻢ ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﻣﺮد، ﺧﻮد را ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ زن ﻧﺪاﻧﺪ. در ﺧﺎﻧﻮاده، ﺣﺪود و ﺣﻘﻮﻗﻰ اﺴﺖ. ﻣﺮد ﺣﻘﻮﻗﻰ دارد، زن ﻫﻢ ﺣﻘﻮﻗﻰ دارد و اﻳﻦ ﺣﻘﻮق به‌شدت ﻋﺎدﻻﻧﻪ و ﻣﺘﻮازن ﺗﺮﺗﻴﺐ داده‌شده اﺳﺖ. آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻧﺎم اﺳﻼم اﺳﺖ و ﻏﻠﻂ اﺳﺖ، آن‌ها را نمی‌گوییم و از آن‌ها دﻓﺎع نمی‌کنیم. آﻧﭽﻪ متعلق ﺑﻪ اﺳﻼم اﺳﺖ، ﺑﻴﻨﺎت اﺳﻼم و مسلمات اﺳﻼم اﺳﺖ. این‌ها ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ میان حقوق زن و ﻣﺮد در داﺧﻞ ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﻮازن ﻗﺎﺋﻞ اﺳﺖ. »[۵]

اختصاصی مرد

لزوم اجازه برای خروج از منزل

راز‌انگاری مسئله‌ی «استیذان» در حقوق مرد و تاکید بر انحصار این موضوع و عدم تسری آن به همه‌ی موارد؛ در کنار خط‌کشی دقیق حریم آن با عدم ورود حق والدین در حیطه‌ی آن؛ نشان از نگاه دقیق و کرامت‌گونه‌ به این امر دارد. به‌عبارتی در چنین تبیینی می‌توان موضوع را در چارچوب کلی حقوق زن و مرد؛ درک و فهم نمود:« اﻳﻦ ﻳﻜﻰ از رازﻫﺎي ﻗﻮاﻧﻴﻦ اﺳﻼﻣﻰ ﻫﺴﺖ. ﺑﻪ زن ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻣﺠﺒﻮرﻳﺪ اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻴﺪ از ﺷﻮﻫﺮﺗﺎن در ﻫﻤﻪي اﻣﻮر زﻧﺪﮔﻰ، ﻧﻪ. ﻣﺮد ﻳﻚ دﺳﺘﻮري ﺑﺪه ﺑﻪ زن، زن ﻣﺠﺒﻮر اﺳﺖ اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﺪ، ﻧﻪ. ﻛﺘﺎب ﺑﺨﻮان، ﻛﺘﺎب ﻧﺨﻮان، ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﻓﻼن ﭼﻴﺰ را ﺑﭙﺰ. ﺧﺎﻧﻪ را ﺗﻤﻴﺰ ﻛﻦ، ﻟﺒﺎس را ﺑﺸﻮر، از ﻣﻬﻤﺎﻧﻬﺎي ﻣﻦ ﭘﺬﻳﺮاﻳﻰ ﻛﻦ. ﺑﺮ زن واﺟﺐ اﺳﺖ اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﺪ، ﻧﻪ. اما اﮔﺮ ﻣﺮد ﮔﻔﺖ از ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺮوي ﺑﻴﺮون، واﺟﺐ اﺳﺖ اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﻳﻚ وﺳﻴﻠﻪاي اﺳﺖ ﺑﺮاي ﺣﻔﻆ ﺑﻨﺎي ﺧﺎﻧﻮاده. در ﻣﻮرد ﭘﺪر ﭼﻨﻴﻦ ﺣﺮﻓﻰ ﻧﻴﺴﺖﻫﺎ! ﭘﺪر ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ راﺿﻰ ﻧﻴﺴﺘﻢ، اﻟﺒﺘّﻪ ﭘﺪر را ﻧﺒﺎﻳﺪ رﻧﺠﺎﻧﺪ، ﻣﺎدر را ﻧﺒﺎﻳﺪ رﻧﺠﺎﻧﺪ، اما ﺑﺮاي اﻧﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻋﺎﻗﻞ و ﺑﺎﻟﻎ ﻫﺴﺖ واﺟﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ او ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺮون ﻧﺮو، ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﻣﻌﺎﺷﺮت ﻧﻜﻦ ﻳﺎ ﭼﻪ، اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﺪ. اما ﺑﺮاي ﺷﻮﻫﺮ ﻫﺴﺖ، واﺟﺐ اﺳﺖ. اﮔﺮ ﺷﻮﻫﺮ دﺳﺘﻮر داد ﺑﺎﻳﺪ زن اﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﺪ.ﻋﻼوه‌ي ﺑﺮ اﻳﻨﻬﺎ زن ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻰ و آراﻣﺶ و آﺳﺎﻳﺶ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ وﻗﺘﻰ ﻣﺮد ﻣﻰآﻳﺪ ﺗﻮ ﺧﺎﻧﻪ، در ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﻧﻪ اﺣﺴﺎس ﻛﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﺑﺮاي او ﻣﺤﻴﻂ آﺳﺎﻳﺶ و آراﻣﺶ اﺳﺖ. ﺧﺴﺘﮕﻰﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ دارد اﻳﻨﺠﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮد. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻬﺎ ﺣﻘﻮق دﻳﮕﺮي ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺣﺎﻻ ﻣﺸﺘﺮك اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ.» [۶] در چارچوب نظام زوجیت حقوق و تکالیف به‌صورت هماهنگ و متناسب وضع شده است. به گونه‌ای که نمی‌توان موردی را بدون غرض در نظر داشت. در رابطه با مسئله‌ی «استیذان» یکی از مهم‌ترین وجوهی که می‌توان متصور شد اثری است که این موضوع بر روابط افراد- چه‌ در حوزه‌ی فردی و چه در حوزه‌ی اجتماعی- خواهد داشت. زن در جایگاه پاسخ‌گویی و مرد در جایگاه مدیریت و نظارت؛ زمانی می‌توانند به‌شکل صحیح قرار گیرند که تمام جوانب را در نظر داشته باشند. حفظ حریم‌ها و شایسته‌ها، توجه به چارچوب و بایسته‌ها؛ برجسته‌ترین این آثار است: « حفظ عصمت و عفت دختر، زن جوان توی منزل شوهرش، جزو مهمترین چیزهاست. البته اینجور نیست که حالا ما که گفتیم شما به شوهرتان خدمت کنید به زنها معنایش این باشد که شوهرها خيال کنند که آره این زن آمده که توی خانه، برای او محیط خانه را مثلاً درست کند. جارو کند، پارو کند، مرتب کند – نمی¬دانم - اتو بکشد، فلان کند تا این آقا بیاید اینجا نه، نخیر. چنین وظایفی به گردن شماها نیست این را بدانید، بر شماها واجب نیست. نه غذا پختن واجب است، نه لباس شستن واجب است، نه جارو کردن واجب است، البته خب یک زن خوب، توی خانه این کارها را خودش می-کند، نمی¬ماند که بیاید شوهر خودش لباس خودش را اتو بزند، خب باید بکند دیگر. یک رابطه دوستانه است، اما یک تکلیف شرعی نیست. تکلیف شرعی فقط این است که حرف این را گوش کنید، وقتی گفت از خانه بیرون نرو، نباید بروی بیرون، این تکلیف است. در همین مورد هم هست، یعنی عمده¬ترینش این است. اگر شما پول داشته باشید شوهر بگوید که پولت را بده من خرج کنم، وظیفه¬تان این نیست. پولت را به فلانی نده وظیفه¬تان نیست که گوش کنید حرفش را. نه، پولت مال خودت است، اموالت مال خودت است، مهریه¬ای که به شما می¬دهد مال خودت است، اینها. اما اگر گفت شما از خانه بیرون نرو، خانه پدرت نرو، باید نروی. از خانه بیرون رفتنتان با اجازه شوهر؛ این است. البته شما شوهرها هم بدانید که این حقی که خدای متعال داده برای کنترل بر عفاف و عصمت و نظم شرعی و خانوادگی صحیح است، برای این است، برای سختگیری و زیر فشار گذاشتن نیست، برای این است که زن یک نظارت و کنترلی از طرف شوهر داشته باشد؛ این به درد هر دویشان می-خورد - هم به درد شوهر می¬خورد، هم به درد زن می¬خورد - و این سری از آن اسرار الهی است که این را که به آن خیلی توجه کنید، خیلی ارزش دارد و اهمیت هم دارد.»[۷]"باید توجه داشت که ازنظر روایات و فتاوای فقهی هیچ تردیدی در این حکم نیست که زن شوهردار برای خروج از منزل به اجازه ‌ی‌ شوهر نیاز دارد. حکم مزبور در نگاه نخست ممکن است نماد سلطه‌ی مردان و اسارت زنان قلمداد شود. ولی در این‌گونه اشکال‌ها، معمولا برخی نکات مورد غفلت واقع می‌شوند. نکته‌ی نخست راجع به فلسفه احتمالی این حکم این است که با تأمل در آموزه‌های اسلامی می‌توان حدس زد که یکی از اهداف اصلی تشریع چنین حکمی، تضمین هرچه بیشتر صیانت جنسی زنان بوده است. این ادعا که افزایش روابط اجتماعی مردان و زنان و کاهش محدودیت‌های ارتباطی بین دو جنس، تاثیری مستقیم برافزایش میزان انحرافات جنسی دارد، تقریبا بدیهی می‌نماید و به استدلال چندانی نیاز نداد. واقعیت‌های جهان معاصر نیز بر این مطلب مهر تائید زده‌اند. بنابراین نمی‌توان آن را واقعیتی مخصوص دوران‌های گذشته و جوامع سنتی دانست. با توجه به این مسئله، راهکار اعطای آزادی، جز گسترش انحرافات و جرائم جنسی در جامعه و سست شدن پایه‌های نظام خانواده در پی ندارد، اما چنانچه قانون‌گذار به حفظ نهاد خانواده متعهد باشد، خود را در برابر این گزینه‌ها می‌یابد: 1. محصور کردن کامل زنان در چهاردیواری خانه: این گزینه هرچند ممکن است باعث مهار انحراف جنسی گردد، در حقیقت مستلزم انکار بعد انسانی زنان و نگرش جنسی صرف به آنان است؛ نگرشی که آموزه‌های اسلام آن را برنمی‌تابد. 2. محصور کردن کامل مردان در داخل خانه: این امر نیز با نظام مطلوب اسلامی که در آن مردان برای ایفای نقش‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی مناسب‌تر دانسته شده‌اند، ناسازگار است، ضمن آنکه با توجه به برتری نسبی قدرت مردان، فرض تحقق چنین الگویی غیرواقع‌بینانه است. 3. تجویز حضور هر دو جنس در محیط‌های عمومی به‌طور مشروط و با اعمال برخی محدودیت‌ها: این گزینه که در دیدگاه اسلام پذیرفته‌شده، بر این فرض استوار است که شوهر به دلیل برخورداری از قدرت جسمانی بیشتر و انگیزه قوی و احتمالاً طبیعی محافظت از همسر که از آن با عنوان (غیرت) یاد می‌شود، کارآمدترین عاملی است که می‌تواند نقش صیانت از همسر را به عهده بگیرد و شکی نیست که امکان ایفای این نقش توسط نهادهای حکومتی به‌صورت فراگیر و همیشگی وجود ندارد. به نظر می‌رسد اسلام بر پایه چنین ملاحظاتی اجازه شوهر را برای خروج زن از منزل شرط دانسته است، ضمن آنکه مبنای این حکم بر مسئله تأمین نیازهای جنسی شوهر به‌عنوان فلسفه دیگر آن نیز کاملاً محتمل است. بر این اساس جایی برای این پرسش باقی نمی‌ماند که چرا اگر بناست محدودیتی در خروج از منزل اعمال شود، باید مختص زنان باشد و چرا مردان موظف به گرفتن اجازه از همسران خود نیستند؟! زیرا در یک جمله می‌توان گفت که تفاوت‌های زن و مرد در باب نیازهای جنسی، قدرت جسمی و روحیه غیرت ورزی اقتضای چنین تمایزی را داشته است. دومین نکته‌ای که باید به منتقدان این حکم یادآوری کرد، این است که برحسب قواعد فقهی می‌توان بین موارد اضرار (ضرر رساندن) به زن و سایر موارد تفکیک کرد و به‌این‌ترتیب، درصورتی‌که جلوگیری شوهر از خروج زن از منزل، جنبه اضرار داشته باشد، امکان برخورد قانونی با شوهر وجود دارد. نکته سوم نیز آن است که تدبیر فقهی اشتراط ضمن عقد، راه را بر این‌گونه اعتراض‌ها می‌بندد؛ چراکه به این وسیله، زن از این آزادی و فرصت برخوردار است که حق شوهر در کنترل خروج او از منزل را عملاً محدود سازد یا آن را به‌دلخواه خود بپذیرد. [۸]

حفظ امانت مال و ناموس در غیاب مرد

امانت‌داری زن که مسئولیتی برای او و حقی برای مرد است، دستاوردی معرفتی برای زنان خواهد داشت. «امانت‌داری» در اسلام یکی از مهم‌ترین خصلت‌های فردی و ارکان نظام اجتماعی مسلمین به‌شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای که علاوه‌بر احادیث مختلف، به‌صورت خاص مورد نظر فقها قرار گرفته است. از این رو می‌توان علاوه بر کارکردی که این موضوع در خانواده دارد، دست‌آورد‌هایی که برای تبیین جایگاه ارزشی زن ایفا می‌نماید را نیز ملاحظه و جانمایی نمود«ﺣﻖّ ﻣﺮد ﺑﺮ ﮔﺮدن زن اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ زن ﺣﻔﻆ اﻣﺎﻧﺖ او را ﺑﻜﻨﺪ. ﻫﻢ اﻣﺎﻧﺖ ﻣﺎل، ﻫﻢ اﻣﺎﻧﺖ ﻧﺎﻣﻮس و ﻧﮕﺬارد ﻛﻪ ﻣﺮد از ﻧﺎﺣﻴﻪي او زﻳﺎﻧﻰ و ﺻﺪﻣﻪاي ﺑﺒﻴﻨﺪ. اﻳﻦ ﻳﻜﻰ از ﺣﻘﻮق ﻣﻬﻢ ﻣﺮد اﺳﺖ ﺑﺮ ﮔﺮدن زن.» [۹]

تامین آرامش، امنیت

برخی از حقوق مردان را می‌توان در حیطه‌ی اخلاق بررسی نمود؛‌ چنان‌چه این موضوع در رابطه با حقوق زنان نیز مصداق دارد«همه مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند. این وظیفه زن است؟ زن مسلمان در عائله، وظایفی دارد و آن همان رکنیت اساسی خانواده و تربیت فرزندان و هدایت و تقویت روحی شوهر است.»[۱۰]

اختصاصی زن

پرهیز از رفتار ظالمانه

«در ﻣﻮرد زن، ﺣﻖّ زن ﺑﺮ ﮔﺮدن ﻣﺮد اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮد ﺑﻪ او ﻇﻠﻢ ﻧﻜﻨﺪ، ﻓﺸﺎر ﺑﺮ زﻧﺪﮔﻰ او وارد ﻧﻴﺎورد، ﺑﺪاﺧﻼﻗﻰ ﺑﺎ او ﻧﻜﻨﺪ ﺧﻴﺎل ﻧﻜﻨﺪ ﻣﺮد ﻛﻪ زن ﻣﻄﻴﻊ اوﺳﺖ ﻫﺮ ﭼﻰ ﻛﻪ او ﮔﻔﺖ ﺑﺎﻳﺪ زن از او اﻃﺎﻋﺖ ﺑﻜﻨﺪ. ﺧﻮدﻛﺎﻣﮕﻰ و ﺧﻮدرأﻳﻰ در داﺧﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺪاﻧﺪ ﻛﻪ زن و او دو ﻧﻔﺮ ﺷﺮﻳﻜﻨﺪ ﻛﻪ زﻧﺪﮔﻰ را ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ اداره ﻛﻨﻨﺪ و ﭼﺮخ زﻧﺪﮔﻰ را ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﻨﺪ. ﻫﺪف اﺳﻼم در دﻓﺎع از ﺣﻘﻮق زﻧﺎن - ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ - اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ زن ﺗﺤﺖ ﺳﺘﻢ ﻧﺒﺎﺷﺪ و ﻣﺮد، ﺧﻮد را ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ زن ﻧﺪاﻧﺪ. در ﺧﺎﻧﻮاده، ﺣﺪود و ﺣﻘﻮﻗﻰ ﻫﺴﺖ. ﻣﺮد ﺣﻘﻮﻗﻰ دارد، زن ﻫﻢ ﺣﻘﻮﻗﻰ دارد و اﻳﻦ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺪّت ﻋﺎدﻻﻧﻪ و ﻣﺘﻮازن ﺗﺮﺗﻴﺐ داده ﺷﺪه اﺳﺖ. آﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻧﺎم اﺳﻼم اﺳﺖ و ﻏﻠﻂ اﺳﺖ، آﻧﻬﺎ را ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻴﻢ و از آﻧﻬﺎ دﻓﺎع ﻧﻤﻴﻜﻨﻴﻢ. آﻧﭽﻪ متعلق ﺑﻪ اﺳﻼم اﺳﺖ، ﺑﻴﻨﺎت اﺳﻼم و مسلمات اﺳﻼم اﺳﺖ. اﻳﻨﻬﺎ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺎنﺣﻘﻮق زن و ﻣﺮد در داﺧﻞ ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﻮازن ﻗﺎﺋﻞ اﺳﺖ.» [۱۱]

حفظ حرمت و کرامت

«در احصای مسائل اصلیِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلی بپردازیم، نه به مسائل درجه‌ی دو پرداختن به مسئله‌ی خانواده و بخصوص مسئله‌ی سلامت و امنیت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکی از مسائل اصلی است. ما چند مسئله‌ی اصلی داریم، یکی از آن‌ها این است. »[۱۲]

درک ضرورتها و احساسات زن

تأکید برضرورت درک احساسات زنان و عدم غفلت از حال ایشان و همچنین صاحب‌اختیار نبودن مرد، این مهم را یادآوری می‌کند که برای اصلاح وضعیت زن، با دیدگاه اسلامی؛ تغییر دراندیشه، رفتار و گفتار همه‌ی افراد، رکنی اساسی است: «از طرف مرد وظیفه اینطور است که ضرورت¬های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیار مطلق العنان او در خانه نداند. زن و شوهر دو نفرند، دو شریکند، دو رفیقند، هر کدامیک وسعی از لحاظ فکری و روحی دارند. مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگی¬هایی را که در جامعی ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی¬ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح می¬شود، بلکه مراد معرفت است، مراد تحصیلات است، مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر در زن است، مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می¬خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیت¬های اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.»[۱۳]

کمک به جبران عقب ماندگی زن

نظام زوجیت در اسلام آن‌قدر حساب‌شده تنظیم شده است که مناسبات و ساختار‌های اجتماعی نیز از آن متاثر خواهد بود. به‌همین علت این مردان هستند که نقش به‌سزایی- با هم‌راهی و هم‌کاری خود- در تغییر وضعیت زنان جامعه‌ی اسلامی ایفا می‌نمایند:«  مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگی¬هایی را که در جامعی ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی¬ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح می¬شود، بلکه مراد معرفت است، مراد تحصیلات است، مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر در زن است، مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می¬خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیت¬های اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.»[۱۴]

عمل به ملزومات رکنیت خویش

رکنیت زن در خانواده ملزوماتی دارد که باید به آن ملتزم باشد. ملزوماتی که برای عمل به آن باید بر ویژگی‌های ذاتی خویش توجه و بر اساس آن عمل نماید:« زن مسلمان در عائله، وظایفی دارد و آن‌همان رکنیت اساسی خانواده و تربیت فرزندان و هدایت و تقویت روحی شوهر است. »[۱۵]

دستاوردها

رعایت حقوق و انجام تکالیف، آثار و پیامد‌هایی را در سطح خانوادگی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت

سطح خانواده

یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های التزام به حقوق و وظایفی که اسلام برای زن و مرد در خانواده وضع نموده است، کسب جایگاه حبّی و ماندگاری آن در قلب طرف مقابل خواهد بود: « محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطی و تجاوز نکنند؛ یعنی در واقع هر کدام از این دو طرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا می¬کنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل و ذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذي قرار دهند؛ یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.»[۱۶]

سطح جامعه

رعایت حقوق و انجام وظیفه، علاوه بر دستاورد‌هایی که برای افراد دارد موجب تربیت نسلی خواهد شد که معنا و مفهوم حقوق و تکالیف را آموخته و درک نموده‌اند. در چنین اجتماعی نیاز به صرف هزینه‌های گزاف برای کنترل و اصلاح رفتار‌ها نخواهد بود چراکه محیط برای زیست سالم مهیاست:«اﮔﺮ در ﺟﺎﻣﻌﻪاي ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ ﺷﺪ و زن و ﺷﻮﻫﺮ ﺣﻘﻮق ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ را رﻋﺎﻳﺖ ﻛﺮدﻧﺪ و ﺑﺎ ﻫﻢ اﺧﻼق ﺧﻮش داﺷﺘﻪ و ﺳﺎزﮔﺎري ﻧﻤﻮدﻧﺪ و ﺑﺎ ﻫﻤﻜﺎري ﻫﻢ ﻣﺸﻜﻼت را ﺑﺮﻃﺮف ﻧﻤﻮده و ﻓﺮزﻧﺪان را ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻛﺮدﻧﺪ، ﺟﺎﻣﻌﻪاي ﻛﻪ اﻳﻨﻄﻮر ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﺻﻼح ﺧﻮاﻫﺪ رﺳﻴﺪ و ﻧﺠﺎت ﭘﻴﺪا ﺧﻮاﻫﺪ ﻛﺮد و اﮔﺮ ﻣﺼﻠﺤﻰ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ اﻳﻨﻄﻮر ﺟﻮاﻣﻊ را اﺻﻼح ﻧﻤﺎﻳﺪ. اﮔﺮ ﺧﺎﻧﻮادهاي ﻧﺒﻮد، ﺑﺰرﮔﺘﺮﻳﻦ ﻣﺼﻠﺤﻴﻦ ﻫﻢ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ را اﺻﻼحﻛﻨﻨﺪ.»[۱۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. (بقره آیه١٨٧)
  2. مراسم عقد ازدواج64/07/2
  3. مراسم عقد ازدواج82/02/28
  4. زوجهای جوان 98/01/6
  5. دیدار عمومی زنان76/07/30
  6. دیدار عمومی زنان76/07/30
  7. مراسم عقد ازدواج63/02/14
  8. بستان، حسین، اسلام و تفاوتهای جنسیتی، ص60-62
  9. دیدار عمومی زنان76/07/30
  10. زنان خوزستان 75/12/20
  11. دیدار عمومی زنان76/07/30
  12. زنان برگزیده کشور 93/01/30
  13. مراسم عقد ازدواج75/02/10
  14. مراسم عقد ازدواج75/02/10
  15. زنان خوزستان75/12/20
  16. مراسم عقد ازدواج77/12/11
  17. ﻣﺮاﺳﻢ ﻋﻘﺪازدواج 79/12/15

منابع

  • KHMENEI.IR
  • بانکی پور فرد،محمد حسین،مجموعه 5 جلدی نقش و رسالت زن، در بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی،انتشارات انقلاب اسلامی،1391