فراغت

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو


فراغت

  • در جوامع سنتی پیش از انقلاب صنعتی
  • اقتصاد سرمایه‌داری انقلاب صنعتی ۱۷۵۰
  • سرمایه‌داری پیشرفته سرمایه‌داری مصرفی.

تا قبل ازانقلاب صنعتی و در جوامع سنتی مفهوم کار و زندگی یک مفاهیم درهم تنیده بود که غیر قابل تفکیک از هم بودند، زیرا تقسیم نقش‌ها محدود و ابتدایی بود و تنظیم زمان استراحت و کار در پیوند با عناصر طبیعی بود، مثلاً از طلوع تا غروب خورشید کار می‌کردند. کار عمدتاً یدی بوده است و آرامش از کار، همزمان با امور طبیعی بود. مثل کشاورزی در طبیعت که حس آرامش را ایجاد می‌کرد. مسافرت امری دشوار بود و به سبب ضرورت مذهبی و اقتصادی سفر می‌رفتند.

تغییر نظام اقتصادی (سرمایه‌داری)

با تغییر نظام اقتصادی، در اقتصاد سرمایه‌داری مدرن سبک زندگی تغییر کرد. یعنی بین محل کار و محل زندگی فاصله افتاد و ساعت رسمی کار جایگزین ساعت طبیعی شد. کارها تخصصی شد و تقسیم کار اجتماعی صورت گرفت. اوقات فراغت در این سبک از زندگی مطرح شد. به عبارت دیگر اوقات فراغت وقتی مطرح شد که مفهوم کار مطرح شد و نیروهای تولیدی و خدماتی، در خدمت کارفرما در ساعت مشخص قرار گرفتند. کارفرما باید در ازای ساعات مشخص هزینه زندگی کارگر را تامین می‌کرد. کارگران، مازاد این ساعات، انگیزۀ همکاری با کارفرما را ندارند؛ پس بحث اوقات فراغت مطرح شد و تقسیم کار، دیگر سنتی نبود. اوقات فراغت از این جا در مشاغل اداری و تولیدی مطرح شد. برنامه‌ریزی اوقات فراغت بر عهده کارفرما و برنامه‌ریز است، چرا که می‌خواهد انگیزه‌های کارگران را برای افزایش بازدهی، افزایش دهد. مثل امکان استفاده از خدمات تفریحی، سیاحی و غیره. تصویر غالب از فراغت، مفهوم زمان و مدیریت زمان و اصالت داشتن کار است، یعنی آنچه مهم است، کار است و ساعات فارغ از کار، اوقات فراغت است. در این زمان مصرف در جهت رفع مایحتاج بوده است.

سرمایه‌داری پیشرفته یا سرمایه‌داری مصرفی

وقتی سرمایه‌داری تبدیل به سرمایه‌داری مصرف شد، الگوی مصرف در جوامع تغییر کرد و شیوه‌های مصرفی، عوامل تمایز اجتماعی شد. مصرف ویژگی خاصی دارد.

مولفه‌های فراغت در جوامع پیشرفته در سرمایه‌داری پیشرفته

برای جوامع پیشرفته می‌توان مؤلفه‌هایی را نام برد:

  1. فراغت برای لذت
  2. برای عامل متمایز

1-فراغت برای لذت

ایده فراغت برای لذت، جایگزین ایده فراغت برای کار شده است. یعنی استراحت کردن تا توانایی کار کردن را داشته باشید. یعنی در گذشته آنچه مهم بود، کارکردن بود، اما الان فراغت برای لذت مهم شده است، به صورتی که نوع انتخاب شغل هم وابسته به آن شده است. و حتی انتخاب کار دوم بر این اساس است. مثلا شغلی انتخاب کنم که اوقات فراغت داشته باشد که از آن لذت ببرم. اما قبلاً و در گذشته برعکس این بود. البته جامعه‌شناس ارزش‌گذاری نمی‌کند که این طوری اگر باشد خوب است یا بد. بلکه فقط توصیف می‌کند. الان افراد بیشتر به سمت گذراندن اوقات فراغت با دوستان شان هستند تا با خانواده.

2ـ به عنوان عامل تمایز اجتماعی

فراغت و مصرف فرهنگی برای کسب هویت و منزلت اجتماعی است. کسب هویت مثل حتی در کنکور بچه‌ها. الان مصرف کردن به دلیل برآوردن نیازها نیست بلکه به خاطر تمایزاست که مصرف فراغتی بوجود آمده است. یعنی هزینه کردن برای اوقات فراغت؛ سفر رفتن، خریدرفتن و غیره. قبلاً بخش کوچکی از مردم ثروتمند به قصد تمایز اجتماعی مصرف می‌کردند و فهم به خاطر نیاز است. ولی الان، مصرف کردن نه به دلیل برآوردن نیازها بلکه برای تمایز، همگانی شده است. و یک چیزی به نام مصرف فراغتی پدید آمده است. مثلاً در مورد زنان؛ باعث ایجاد پدیده به نام پاساژگردی شده است. برای اوقات فراغت هزینه می‌کنند و براساس آن برنامه‌ریزی می‌کنند. فرق بین خریدکردن و به خریدرفتن است. خریدکردن مثال رفع مایحتاج فعالیت اقتصادی می‌باشد. و در خرید رفتن قصد خریدکردن ندارند و فعالیت فرهنگی و اجتماعی است. و مراکز خرید هم به همان گونه و مراکز خرید هم به گونه‌ای طراحی شده تا این منظور حاصل شود. خرید برای زنان تبدیل به یک فعالیت لذت‌بخش شده است. به خریدرفتن یک فعالیتی است که هزینه‌دار هم نیست که باعث تفریح هم می‌شود.

نکته: بیشتر از نیاز، احساس نیاز به کالا در سرمایه‌گذاری پیشرفته ایجاد شده است. حتی ورزش هم تبدیل به یک کالای مصرفی شده است. یعنی بیش از آن که جنبۀ سلامتی آن مطرح باشد، برای زیبایی اندام و پُز اجتماعی و... مطرح شده است. یعنی ورزش کارکرد سلامتی و صحت بدنش را از دست داده است.

در سرمایه‌داری پیشرفته

با صنعتی شدن، جوامع سرمایه‌داری هم شکل مصرفی به خود گرفت به صورتی که گزینه‌های بیشتری برای مصرف در خدمت افراد قرار گرفت. گرایش به مصرف توده‌ای شکل گرفت. مصرف توده‌ای، مصرفی است که پایه گرایش به کالا برای متمایزشدن است تا نیاز واقعی به داشتن کالا و این باعث شد که مصرف جنبۀ اجتماعی و فرهنگی پیدا کند چرا که تمایز مهم است.

مصرف فراغتی

مصرف است از فعالیتی که جنبۀ رفع مایحتاج را داشته باشد به فعالیت فراغتی تبدیل شده است. مصرف الان ابزار شده برای تمایز است و هویت اجتماعی و فردگرایی شخص می‌باشد. مفهوم خرید مدرن از خرید سنتی جدا می‌شود. خرید سنتی: یعنی خریدن جنسی از فروشنده و برای رفع مایحتاج. خرید مدرن: صرف خرید نیست. یعنی یک طیف گسترده از فعالیت‌ها مثل مقایسه کالاها، قیمت گرفتن کالاها، گشت زدن، تفریح، یک تجربه لذت‌بخش برای خریدار است که بدست آوردن تجربه از خود خریدن مهم‌تر است و تبدیل به یک اعتبار شده است. تمایز، باعث گرایش به موسیقی خاص، ورزش خاص، نمایش‌های خاص مثل کنسرت، تئاتر و... می‌شود. مثل اینکه گرایش جوانان به ورزش‌های تک نفره بیشتر از ورزش‌های گروهی است. گفتمان دینی یا چشم‌انداز اسلامی، مخالف با مصرف‌گرایی است و به سبب مغایرت با مسائل مثل حرص، طمع، اسراف، حسادت، ساده‌زیستی و چشم و هم‌چشمی. در فرهنگ فراغت مرزهای جنسی کم‌رنگ شده است. یعنی دختران با ورود به فعالیتی که مختص پسران است حضور خود را پررنگ تر می‌کنند. مثلاً کشیدن سیگار در کافی شاپ، مسابقه سرعت، مسابقه‌های رزمی و هیجانی و... .

جزوه: خانم دکتر حاج اسماعیلی