مرد

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مرد [۱]

مقابلِ زن، انسان نر؛ جنس نرینه از انسان. [مجاز] شخص شجاع و دلیر. شخص؛ انسان. شوهر؛ زوج. [مجاز] جوانمرد. [مجاز] کسی که شایستگی انجام کاری را دارد. مرد ومردانه: [مجاز] با شجاعت و دلیری.[۲] [ مَ ] (اِ) انسان نرینه. آدمیزاد نر. جنس نر از انسان. نوع نر از آدمی. مقابل زن که نوع ماده است. (ناظم الاطباء): مردیش مردمیش را بفریفت مرد بود از دم زنان نشگیفت.نظامی. انسان نرینه به حد بلوغ رسیده. که بالغ شده است و زن کرده است. مقابل پسر بچه و پسر: [۳] (مَ رَ دّ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بازگردانیدن . ۲ - (اِمص . ) رد، بازگشت . (مُ ) (اِمص . ) مردن ، مرگ . (مَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - مقابل زن . ج . مردان . ۲ - کنایه از: شجاع ، دلیر، بخشنده .[۴] انسان نر، جنس نرینه ازانسان، مقابل زن ( اسم ) ۱ - محل ورود جای فرود آمدن ۲ - راه بسوی آب جمع : موارد آرزومند جماع[۵]

پانویس

منابع