منابع شناخت ارتباطی جنسیت

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو


مهمترین ابزارهایی که به ما معرفت می‌دهند بحث حواس، عقل و قلب است. (ما از توضیح هرکدام صرف نظر می‌کنیم) صرفاً نقش جنسیت را در این‌ها بررسی می‌کنیم.

حواس

یکی از ابزارهای معرفت، حواس هست: پس باید بفهمیم ادراک حسی چیست؟ انسان‌ها دو بُعد دارند: یک بُعد نفس و یک بُعد بدن. ادراک و معرفت (خصوصاً معرفت و ادراک حسی) از تعامل نفس و بدن ایجاد می‌شود که باعث می‌شود بعضی از رفتارها و داوری‌های اخلاقیِ انسان متأثر از این ویژگی قرار بگیرند.

ادراک معرفتی که ناشی از حواس ظاهری باشد؛ در واقع اولین مرحله‌ی ادراک و شناخت نسبت به واقعیت‌های طبیعی و محسوس است و سرآغاز معرفت‌های وصول. یعنی ما هر معرفت وصولی را داشته باشیم، قبلش باید بتوانیم یک شناخت اجمالی از واقعیت‌های طبیعی و محسوس برای‌‌مان ایجاد شده باشد.

ادراک حسی

ادراک حسی، فراتجربه‌های حسی را معنا می‌کند. در واقع انسان‌ها از طریق ادراک حسی می‌توانند اشیا و روابط‌شان را درک کنند. اگرچه از منظر علم‌النفسِ فلسفی، ادراک یک امر فراتر از فعل و انفعالات فیزیکی و تاثیر و تاثرات زیستی است. ولی این که حواس ظاهری، نقش در ادراک دارند و بالطبع حواس زن و مرد بصورت مستقیم یا غیرمستقیم تاثیر در ذهن و ادراک دارند، قابل انکار نیست. بعضی از متون دینی هم وجود تفاوت‌های ذهنی و ادراکی را اجمالا بین مردها و زنها مفروض می‌گیرد.

ما تفاوت‌هایی که زن‌ها و مردها در حواس پنجگانه دارند را باید بررسی کنیم، چون می‌خواهیم بحث ادراک حسی را معنا کنیم. گفتیم ادراک حسی زن‌ها و مردها، موجب تفاوت در زن و مرد می‌شود. خب حواس پنجگانه ما چیست؟

بینایی

می‌خواهیم ببینیم آیا این حواس پنجگانه زن و مرد متفاوت هستند یا نیستند؟ زن‌ها در مقایسه با مردها حس بینایی قوی‌تری دارند، زن‌ها می‌توانند پیرامون خودشان را تقریبا حدود 45 درجه از چپ و راست و بالا و پایین ببینند. نسبت به مردها، زن‌ها دامنه دیدشان وسیع‌تر است. به تعبیری معمولاً دامنه دید زن‌ها پنکه‌ای هست. تفاوتی دارد با دامنه دید مردها که آنها تونلی هست. معناش این است که چیزها را از فاصله دورتر می‌بینند، وسعت دیدشان کمتر است منتها عمق دید مردها بیشتر است. دید زن‌ها در تاریکی بهتر از مردهاست و حال اینکه چشمان مردها می‌تواند چیزهای مقابل خودش را حتی در فاصله دور خوب و روشن ببینند، این همان تفاوتی است که در بینایی دارند. بنابراین قدم اول بررسی در تفاوت بینایی بود که در این بحث زن و مرد با هم متفاوت هستند.

قدرت شنوایی

قدرت شنوایی زن‌ها در همه دوران زندگی بیشتر از مردهاست. به خاطر همین هم هست که به محرک‌های شنوایی بیشتر از مردان واکنش نشان می‌دهند. زن‌ها در تشخیص صدا فوق‌العاده‌اند. مغز زنان، قدرت تفکیک صدا دارد. قدرت تصمیم‌گیری در مورد آنها را دارد. شاید وجهش این باشد که زن‌ها برای شنیدن، هر دو نیمکره‌شان را به کار می‌گیرند، درحالی که مردها برای شنیدن، فقط از نیمکره چپ مغزشان استفاده می‌کنند.

زن‌ها یک حساسیت فوق‌العاده‌ای در تشخیص لحن و قدرت و آهنگ کلام دارند؛ به همین دلیل معمولاً زن‌ها قادرتر و توانمندتر هستند که تغییرات روحی انسان‌ها را از صدا‌هایشان تشخیص دهند. همچنین زن‌ها بهتر از مردها صداهای زیر را تشخیص می‌دهند (معنایش این نیست که زنها الزاماً در حس شنوایی قوی‌تر هستند، نه متفاوتند) الان ما این ویژگی‌ها را در زنان گفتیم و مردها در جهت‌یابی صدا قوی‌تر هستند. درواقع، زن‌ها صداهای بلند را بهتر از مردها می‌شنوند و چون بیشتر می‌شنوند در واقع خسته می‌شوند از شنیدن صداهای بلند. زن‌ها بیشتر از مردها صدای آهسته را ترجیح می‌دهند، به همین دلیل کوچکترین زمزمه و ناله را متوجه می‌شوند ولی جهت‌یابی صدا برای زن‌ها ضعیف‌تر از مردان است.

حس بساوایی

خب پوست انسان وسیع‌ترین عضو بدن است که تقریباً دو متر مربع وسعت دارد. حدود دو میلیون و هشتصد هزار گیرنده درد و 200 هزار گیرنده سرما و پانصد هزار گیرنده تماس و فشار روی سطح پوست پراکنده است. دخترها از همان بدو تولد، حساسیت بیشتری نسبت به لمس دارند. در بزرگسالی هم حساسیت زن‌ها نسبت به مردها در این مورد تقریباً دو برابر است. اکسی‌توسین هورمونی که میل به نوازش شدن را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود که گیرنده‌های بساوایی فعال‌تر عمل کنند. این هورمون زن‌ها به مراتب رشد بیشتری دارند. بنابراین کاملاً طبیعی است که زن‌ها نسبت به مردها میل بیشتری نسبت به نوازش شدن و حتی نوازش کردن داشته باشند و نکته این است که آستانه حس لمس دخترها به صورت محسوسی از بدو تولد بیشتر از پسرهاست. (این مورد سوم حواس بود که در مردها و زن‌ها متفاوت بود)

حس چشایی

این حس اتفاقاً در زنان قوی‌تر است. زنان نسبت به مردها قدرت بیشتری در چشیدن طعم‌ها دارند؛ البته یک تفاوت دیگری هم دارند که قدرت مردها در تشخیص شوری و تلخی بیشتر است و قدرت زن‌ها در تشخیص شیرینی.

  • حس بویایی: در زنان قوی‌تر از مردان است. شاید یکی از وجوه قوت حس بویایی در زن‌ها بحث ارتباط تنگاتنگی است که بین حس بویایی با میزان استروژن در بدن وجود دارد. به همین دلیل هم هست که در دوران‌هایی که میزان استروژن بدن زن‌ها بالاتر می‌رود مثل دوره عادت ماهیانه و یا دوره بارداری؛ زنان حساس‌تر می‌شوند و در واقع بویایی زن‌ها در این مرحله قوی‌تر می‌شود.

پس باتوجه به آن چیزی که گذشت می‌بینیم که زن‌ها در 5 حس موجود با مردها تفاوت دارند علاوه بر حواس، وجه دیگری که در بحث شناخت و ادراک حسی، برایمان مهم است بحث نقد است. نقد، منبع تجزیه و تحلیل داده‌های حسی است. علاوه بر اینکه اصلی‌ترین ابراز شناخت است خصوصاً مواردی که با حواس ظاهری قابل درک نیستند. پس باید ساختار نقد هم بررسی کنیم و ببینیم که آیا جنسیت موثر بر ساختار مغز هست یا نه؟

  • قدم اول: ادراک حواس بود که آن را بررسی کردیم. نقد یکی از عوامل دخیل است که بر توانایی شناخت زن و مرد تأثیر دارد. بر اساس تحقیقات انجام شده تفاوت‌های زیادی در ساختار مغز زن و مرد وجود دارد.

ما اگر بتوانیم این را اثبات کنیم می‌توانیم در تفاوت در مبادی شناختی پی ببریم و از طریق آن در تصور، تصدیق، کارکردها و در نتیجه تفاوت در کارکردها گردآوری اخلاقی زن و مرد پی ببریم. نتیجه بررسی محققین نشان می‌دهد که کنش دو نیمکره مغز از نظر روش با هم متفاوت است؛ نیمکره چپ یا مردانه در واقع نیمکره‌ای است که مستعد طرز تفکر منطقی است، لذا انتزاعی است و تحلیل توصیف می‌شود. و بیشتراعمال حرکتی... . نیمکره راست که نیمکره زنانه است، نیمکره‌ای است که استعاره‌ای، شهودی، ذهنی و کلی‌نگر است. این دو نیمکره با هم متفاوتند و تقریبا نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که هرکدام از این نیمکره در یک جنس فعال‌تر است و به همین دلیل هست که نیمکره چپ را نیم‌کره مردانه و نیم‌کره راست را نیم‌کره زنانه می‌گویند.

  • علاوه بر این تفاوت، دو نیم‌کره راست و چپ در مردان در واقع خیلی از هم با خبر نیستند، امّا در زن‌ها این دو نیم‌کره دائما در ارتباط است، به همین دلیلِ یکپارچگی‌ای که در مغز زن‌ها حاکم هست، اگر سکته مغزی در نیمکره چپ رخ دهد لطمه کمتری به قابلیت‌های زبانی زن‌ها می‌زند برخلاف مردان. به تعبیر دیگراز نظر ساختاری مغز مردها، قسمت‌هایش از قسمت‌های مجزا و منفک از هم تشکیل شده که هرکدام از بخش‌ها عهده‌دار عملکرد خاصی است و مستقل از سایر بخش‌ها هستند.
  • رابطِ دو نیمکره چپ و راست که طناب رابط یا طناب عصبی نامیده می‌شود در مردها ده درصد نازکتر از طناب عصبی و رابط که در مغز زن‌ها است می‌باشد و بنابراین سی درصد کمتر از زن‌ها اطلاعات را از یک نیم‌کره به نیم‌کره دیگر منتقل می‌کند. به خاطر همین مسئله هست که سیستم مغزی زن‌ها عمدتاً به موضوع همدلی و همدردی حساس است و سیستم مغزی مردها نسبت به درک و ساخت نظام‌ها و ساخت سیستم‌ها حساسیت بیشتری دارد. مغز مردها به همین دلیل سازمان‌یافته‌تر است و مغز زن‌ها به همین دلیل همدلی‌کردن اصلش است و اساس همه تصمیماتی هست که زن‌ها می‌گیرند. مغز زنان همزمان می‌تواند چند تا کار کاملاً متفاوت را با هم به نحو احسن انجام دهد درحالیکه مغز مردها چون تخصیص یافته است، ساختارمند است و چون قسمت‌بندی شده در یک زمان واحد فقط بر یک موضوع و کار واحد می‌تواند تمرکز کند.
  • یکی از اموری که باعث تاثیر سازمان مغزی هر فرد می‌شود و به طبع باعث ایجاد تفاوت در کارکردهای مغزی زن و مرد می‌شود؛ هورمون‌های جنسی است. این هورمون‌ها از همان مراحل اولیه حیات تأثیرگذاری‌شان شروع می‌شود و در واقع دو تا سازمان مغزی متفاوت را در مردها و زن‌ها ایجاد می‌کند. محقق‌ها معتقدند در زن‌ها نیرویی‌ که می‌تواند روی مغز موثر باشد، تحریک کند و بپروراند، بحث هورمون‌های جنسی است. مغز حتی از دوران جنینی در هورمون‌های جنسی غوطه‌ور است این هورمون‌ها هم طبیعتاً بسته به جنسیت جنین با هم تفاوت دارند، چه از نظر نوعشان چه از نظر مقدارشان.

البته یک افرادی داریم که در واقع چون هورمون‌های جنسی‌شان درست عمل نکرده و مثلاً دخترانی داریم که هورمون‌های جنسی مذکر در مغزشان بیشتر فعال است و بیشتر ترشح می‌کند و پسرانی داریم که هورمون‌های جنسی دخترانه در مغزشان بیشتر ترشح می‌کند و فعال است. به همین دلیل است که بحث‌های اختلال جنسی را داریم. بحث‌هایی مثل تولد افرادی که چه از جهت ترنس بودن یا افرادی که دچار مشکل جنسی هستند، افرادی که خنثی هستند و جنسیت‌شان معلوم نیست. همه اینها به دلیل تأثیری است که هورمون‌های جنسیِ مخالف روی ذهن افراد گذاشته است. این هورمون‌ها باعث تبدیل اعضای تناسلی اولی و اندام‌های مردانه و زنانه می‌شوند. اگر هورمون جنسیِ متفاوت از آن جنس واقعی در مغز ترشح بکند، طبیعی است که دستگاه تناسلی دچار مشکل شود و نه تنها در دستگاه تناسلی که در آزمون‌هایی که معتقد می‌شوند با فعالیت‌های متناسب با جنس در آنها هم متفاوت می‌شود. از باب نمونه دخترانی که از دوران جنینی در معرض مقادیر زیاد تستوسترون هستند؛ چون هورمون‌های جنسی مردانه در آن ها بیشتر ترشح دارد، در نتیجه دستگاه تناسلی‌شان متفاوت از دستگاه تناسلی معمول زنانه می‌شود ممکن است مردانه یا شبیه مردانه یا ناقص باشد و در آزمون‌هایی که مربوط به درک فضایی هستند امتیاز بیشتری از متوسط زنان بدست می‌آورد. در حالیکه درک فضایی یکی از ویژگی‌هایی است که مخصوص مغز مردهاست. مغز مردها در درک فضایی قوی‌تر و فعال‌تر است و نهایتاً نوع علاقه این دسته از دخترها با سایر دختران متفاوت است. مثل اینکه ماشین بیشتر دوست دارند. وسایل بازی پسرانه را بیشتر می‌پسندند.


در مقابل هم یک پسرانی داریم که مبتلا می‌شوند به سندروم عدم حساسیت به تستستورون. کسانی هستند که هورمون‌های جنسی زنانه ممکن است درون مغزشان بیشتر ترشح داشته باشد یا فعال‌تر باشد. این‌ها از پسران سالم، پسرانی که با این مشکل مواجه نیستند، تکلم بهتری دارند. قدرت تکلم، یک ویژگی زنانه و یک چیزی که مربوط به نیم‌کره راست زن و نیم‌کره راست مغز است. هورمون‌های جنسی همین قدر باعث تبدیل اعضای تناسلی اولیه به اندام‌های مختص می‌شود و علاوه بر این‌ها باعث سازماندهی رفتارهای زنانه یا مردانه در مراحل اولیه حیات هم می‌شود.

مثلا فرض بگیرید تستسترون، رشد نیمکره چپ را کند می‌کند و اجازه می‌دهد که نیم‌کره راست بیشتر رشد کند. در واقع محقق‌ها فرض گرفتند که زن‌ها توانایی گفتاری بهتری دارند. چرا؟ چون فعالیت تستسترورن باعث می‌شود که رشد نیمکره چپ آنها محدود شود ولی در عوض از نظر استعداد و توانایی تجسم فضایی فقیرترند. نمی‌توانند به اندازه مردها نیمکره‌ی چپ خودشان را فعال کنند.

اینها تفاوت‌هایی هستند که تحت تاثیر هورمون‌های جنسی بر بدن زن و مرد ایجاد می‌شود. به همین دلیل هم یکسری تفاوت‌هایی در توانایی‌های کلامی و توانایی‌های ریاضی دارند. هوش محاصره‌ای؟ یا استعداد ریاضی یا مسیریابی مردها، برتریِ مشهود و محسوسی بر زن‌ها دارد. بعضی‌ها حتی ریاضیات را بعنوان یک صافی دقیق برای جداسازی مردها از زنان می‌دانند. تفاوت توانایی فضایی دارند. توانایی فضایی یعنی تصویرسازی فضایی، ادراک ذهنی و چرخش ذهنی، اینها در مردها عملکرد بهتری دارد. سرعت ادراکِ یادآوری زن و مرد متفاوت هست. زن‌ها معمولاً سرعت ادراک یادآوری‌شان، برتری محسوس دارد و قوی‌تر هستند و همچنین قدرت بیشتری در محاسبات دارند، در بخاطر آوردن علائم راهنما دارند و موارد دیگر. این موارد از جمله چیزهایی هست که متأثر از تفاوت در قوای مغزی بین زن و مرد ایجاد می‌شود. اما سوال دیگر اینکه غیر از تفاوت در مغز و تفاوت در حواس 5 گانه آیا در ادراک عقلی هم متفاوت هستند یا خیر؟