آزادی زنان؛ آرمان یا ابزار؟

از ویکی‌جنسیت

آزادی همیشه و در جوامع مختلف مفهومی بنیادین و مهم بوده است. این آرمان در برخی برهه‌های تاریخی موجب انقلاب و تحول شده است. این روزها و با توجه به حوادث اخیر، مفهوم آزادی دگربار در شعارها دیده می‌شود. در همین زمینه و با هدف واکاوی بیشتر این مفهوم قدس آنلاین با محمدرضا خاتمی، پژوهشگر و نویسنده به گفت‌وگو کرده. خاتمی یکی از مؤلفان کتاب پر مخاطب «صعود چهل ساله» است.

مواجهه‌ غالب با آرمان «آزادی زنان» در طول تاریخ به چه شکل بوده است؟

آزادی زنان همواره به عنوان آرمان مطرح بوده است. این موضوع در موارد متعدد مورد استفاده‌ ابزاری جریان نظام سلطه قرار گرفته و متأسفانه این نگاه ابزاری تبدیل به نگاه سلطه در این حوزه شده است. آرمان آزادی زنان، برای اهداف اقتصادی و سیاسی مورد بازیچه قرار گرفته است. یکی از قدیمی‌ترین مثال‌های این موضوع به موج اول فمینیسم ۱۹۲۰ در آمریکا برمی‌گردد. در آن زمان شرکت دخانیات آمریکا برای افزایش فروش خود طرحی داد. از آنجا که نیمی از جامعه، زنان بودند و مصرف سیگار برای آن‌ها در محیط عمومی یک تابو محسوب می‌شد و مردم به زن‌هایی که سیگار می‌کشیدند با یک دید منفی نگاه می‌کردند این شرکت گفت اگر این ظرفیت را فعال کنیم سود بزرگی خواهیم کرد. در آن زمان، زنان به دنبال تابوشکنی بودند و در آن دهه در آمریکا در کنار ساحل، پلیس امنیت اخلاقی وجود داشت که درباره پوشش زنان تذکر می‌داد. همزمان با موج اول فمینیسم، راهکار این شرکت این بود سیگار کشیدن زنان را به عنوان مشعل‌های آزادی به نماد تبدیل کند. یعنی سیگار کشیدن زنان را به عنوان نمادی برای مبارزه با محدودیت‌هایی که زنان در جامعه دارند تبدیل کند. این شرکت تعدادی از زنان آمریکایی را کرایه کرد تا در یکی از شهرهای آمریکا در ملأعام سیگار بکشند و این را نماد اعتراض کنند. با راهپیمایی تصنعی که تمام شرکت‌کنندگان در آن پول گرفته بودند، همراه با قدرت رسانه و پروپاگاندا توانستند این موضوع را رقم بزنند و سیگار کشیدن زنان را تبدیل به نماد اعتراضات کنند. این یک نمونه‌ کوچک در مورد استفاده از آزادی زنان در موارد اقتصادی است. هربار که آمریکایی‌ها درزمینه برخورد یکی از مخالفانشان اجماع افکار عمومی اروپا را از دست می‌دهند آزادی زنان ابزار بسیار عالی برای آن‌ها می‌شود. الان هم مشاهده می‌کنید در ایران این سیاست را پیاده می‌کنند. در ماجرای مذاکرات اخیر می‌بینیم اجماع اروپایی‌ها از دست رفته بود و آمریکایی‌ها منزوی شده بودند. بنابر همین موضوع به طرح این مسئله در کشور ما دست زدند، آن هم با حجم رسانه‌ای بالا برای افکار اروپایی و آمریکایی. دوباره هم این اجماع را میان اروپایی‌ها برقرار کردند که بخواهند با ایران به مخالفت برخیزند و دشمنی کنند. نظام سلطه در موضوعات مختلف از آزادی زنان استفاده ابزاری می‌کند.

استفاده از این سیاست در کشورهای در حال توسعه دیگر در دهه‌های گذشته به چه شکل بوده است؟

استفاده‌ای که از این مسئله در کشورهای جنوبی یا کشورهای در حال توسعه مثل مکزیک یا تا حدی اروپای شرقی و همچنین کشورهای آسیایی کردند به مسئله‌ نیروی کار برمی‌گشت. نظام سلطه با عنوان برنامه‌های تعدیل ساختاری که به کشورهای در حال توسعه تحمیل کرد بانوان را با شعار آزادی زنان به نیروی کار تبدیل و با دستمزدهای بسیار پایین از آنان بهره کشی کرد. برای مثال آمریکا در مکزیک با تبدیل کردن نیروهای مکزیکی به نیروهای کار شرکت‌ها و خط‌ تولیدهای آمریکایی که در مکزیک فعال شدند سودهای کلانی کرد زیرا نیروی کار خودشان گرانقیمت و نیروهای مکزیکی و کشورهای در حال توسعه به‌خصوص زنانشان بسیار ارزان قیمت بودند. در خاورمیانه ابزار اجماع‌ساز نظام سلطه علیه تروریسم همین بحث آزادی زنان است. یک نمونه‌ آن در عراق بود؛ بوش در زمانی که تهاجم به عراق را آغاز کرد یکی از اهداف خود را آزادی زنان عراق نامید و این مسئله را به ابزاری برای توجیه افکار عمومی اروپایی و آمریکایی برای حضور بلندمدت خود در آن کشور تبدیل کرد. یکی از ابزارهای اسلام‌هراسی نظام سلطه مطرح کردن محدودیت زنان در کشورهای اسلامی است. استکبار برای تضمین منافع خود در دنیا و حتی جامعه‌ خویش از ابزار آزادی زنان بارها و بارها استفاده کرده است. نمونه‌ بارز دیگر این موضوع هم به اغتشاشات اخیر ایران برمی‌گردد که رهبر معظم انقلاب فرمودند آمریکا، اسرائیل و دنباله‌روهای آنان این موضوع را ایجاد کرده‌اند.

به نظر می‌رسد شعار «زن، زندگی، آزادی» بازیچه‌ همین سیاست ابزاری شده باشد؟

اصل شعار «زن، زندگی، آزادی» بسیار درست است اما مهم این است این شعار توسط چه کسی گفته می‌شود. یعنی به عنوان آرمان به آن نگاه شود یا به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود. این آرمان صحیح است و جمهوری اسلامی نیز در مسیر دادن آزادی به زنان تلاش‌‎های بسیار قابل توجهی انجام داده است. پیش از انقلاب، زنان صرفاً آزادی پوشش و روابط داشتند اما فرصت‌ها در عرصه‌های علمی و اجتماعی برای زنان پیش و پس از انقلاب بسیار متفاوت است. آمارهای مربوط به این موضوع در پیش و پس از انقلاب موجود است. باید این آمارها را دید و گفت میزان سواد و تحصیلات، میزان رشد علمی و سطح سلامت و بهداشت زنان پیش از انقلاب چه میزان بوده و پس از انقلاب چقدر شده است. حتی این موضوعات قابل قیاس با میانگین جهانی است. امید به زندگی زنان در دوره‌ پهلوی ۵۷ سال، یعنی پایین‌تر از میانگین جهانی بوده اما الان به بیش از ۷۷ سال رسیده که بالاتر از میانگین جهانی است. به گزارش سازمان ملل، پیش از انقلاب ایران جزو بی‌سوادترین کشورها در حوزه‌ بانوان بود اما الان از باسوادترین کشورها در حوزه‌ بانوان هستیم؛ میزان بی‌سوادی زنان ایران، از ۷۰ تا ۸۰ درصد در سال ۱۳۵۴ به کمتر از ۱۰درصد در سال ۱۳۸۹ کاهش یافته‌است. در زمینه تحصیلات دانشگاهی، نسبت دختران در کل دانشجویان، از حدود ۲۵درصد در دهه ۵۰، در حال حاضر به ۵۰درصد رسیده است. استادان و هیئت‌علمی زن در دانشگاه‌های کشور، از کمتر از ۱۵درصد در دهه ۵۰، به بیش از ۳۰درصد در دهه ۹۰ رسیده است. در تعداد بانوان پزشک، پس از انقلاب، تعداد پزشک‌های فوق تخصص مرد سه برابر شده اما خانم‌ها ۱۲ برابر شده است. در ۲۰سال گذشته نسبت رشد پزشکان زن در کشور حیرت‌آور است. به عنوان مثال نسبت پزشکان متخصص زن از ۱۵درصد به ۴۰درصد و نسبت پزشکان فوق‌تخصص زن از ۹درصد به ۳۰ درصد رسیده است. نسبت پزشکان متخصص زن نیز در حوزه زنان و زایمان، از ۱۶درصد به ۹۸درصد رسیده است. این خدماتی است که جمهوری اسلامی برای همین آرمان انجام داده، منتها نظام، استفاده‌ ابزاری نمی‌کند.

منظور از اینکه جمهوری اسلامی دست به استفاده ابزاری از این موضوع نمی‌زند چیست؟

جمهوری اسلامی اگر بخواهد مردم را از مسائل مهم دور نگه دارد به‌راحتی می‌تواند این به ظاهر آزادی‌ها را بدهد. مانند بن‌سلمان در عربستان که دارد این آزادی‌ها را به‌وفور در اختیار جوانان قرار می‌دهد و آن‌ها را درزمینه مسائل مهم سیاسی خودشان مانند جنگ یمن غافل و ناآگاه نگه می‌دارد. جمهوری اسلامی هم می‌تواند این کار را انجام دهد و آزادی جنسی بدهد اما پیامدهای این موضوع برای جمهوری اسلامی مهم است.

نتایج این آزادی‌های جنسی با توجه به کشورهای دیگر که این موضوع را تجربه کرده‌اند چه خواهد بود؟

کاملاً مشهود است آزادی‌های جنسی در آمریکا به چه میزان موجب فروپاشی خانواده‌ها، افزایش جرم و جنایت و ظلم به زن شده است. برای مثال وقتی عواقب این آزادی‌های جنسی در آمریکا را بررسی می‌کنیم به تغییرات و موضوعات جالبی می‌رسیم. شعارهای فمینیستی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در آمریکا داده می‌شد «بدن من، انتخاب من» بود. اما همین الان پلاکاردهایی که زنان اروپا و آمریکا در دست می‌گیرند جمله «ME TOO» است یعنی به من هم تجاوز شده است. از اختلاف این دو شعار چند دهه بیشتر نمی‌گذرد اما شاهد این موضوع و تغییر هستیم. باید بترسیم از روزی که خدای ناکرده زنان کشور ما چنین پلاکاردی را در دست بگیرند. جمهوری اسلامی در زمینه آزادی زنان با منطق رفتار می‌کند و در خصوص آزادی‌های مشروعه زنان تلاش جدی انجام می‌دهد.

منبع