سندرا هاردینگ

از ویکی جنسیت
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سندرا هاردینگ
سندرا.png
اطلاعات شخصی
مکتب پساساختارگرا

سندرا هاردینگ[۱](زادهٔ ۲۹ مارس ۱۹۳۵) فیسلوف علم و فمینیست آمریکایی است. وی به بحث در مورد توسعهٔ شناخت‌شناسی فمینیستی می‌پردازد تا بر این مسئله تأکید کند که ایده‌آل‌های مدرن دانش تا چه اندازه آرمان‌های مردانه را مجسم کرده و شکل‌های ممکنِ دانشی را که به‌طور سنتی زنانه توصیف شده است طرد کرده‌اند.[۲]

هاردینگ یکی از بنیانگذاران و نظریه پردازان حوزه شناخت‌شناسی فمینیستی است. انتخاب آثار هاردینگ برای معرفی مسئله شناخت در فمینیسم، به سبب دو مزیت خاص این متفکر است: نخست اینکه او خود از نمایندگان حوزه شناخت‌شناسی فمینیستی و از صاحب نظران بنام این نحله است که در معرفی، پیشرفت و گسترش آن تأثیر به سزایی داشته، به نحوی که در سیر تطور آثار او می توان چگونگی رشد و بلوغ شناخت شناسی های فمینیستی را نیز پی گرفت و دیگر اینکه او در آثار مختلف خود دست به جمع بندی و طبقه بندی آراء سایر فلاسفه شتاخت‌شناس فمینیست پیش از خود زده است. ساندرا هاردینگ مدرک دکتری خود را در سال ۱۹۷۲ از دانشگاه نیویورک دریافت کرد و در دوره های پیشرفته در UCLA[۳] استاد شد. او یکی از هم مؤلفان پیشین نشریه نشانه ها: نشریه زنان در فرهنگ و اجتماع[۴] و مسئول پیشین مرکز مطالعات زنان UCLA بوده است.[۵] است.

دیدگاه

معرفت‌شناسی فمینیسم:

او در ابتدا با تمرکز بر روشن‌سازی مقتضيات جنسیت یافته علوم آغاز کرد و همراه با پیشرفت اندیشه‌هایش به بررسی دیگر جنبه‌های مقتضیات فرهنگی و اجتماعی علوم، شامل مقتضيات نژادی و استعماری، پرداخت. تلاش او مصروف روشن کردن شیوه‌هایی است که در آن علم می‌تواند نیروی مؤثرتری برای زندگی بهتر بشر باشد، آثار او مقتضیات سیاسی و اجتماعی گوناگون در علم، شامل استلزامات بهره‌کشی از طبیعت، فرهنگ های غیرغربی و زنان را تحلیل می‌کنند.

هاردینگ در سال ۱۹۸۳ با همکاری مریل هیتتیکا[۶] مجموعه مقالاتی با عنوان کشف واقعیت، چشم‌اندازی فمینیستی درباره شناخت‌شناسی، منافیریک، روش‌شناسی و فلسفه ...[۷] منتشر کرد. در این کتاب که به عنوان یکی از کتب آغازگر شناخت‌شناسی فمینیستی شناخته می‌شود، مقالاتی در اثبات جنسیت یافتگی علم و شناخت وجود داشت. نویسندگان مقالات که اغلب آنها دانشمندانی فمینیست بودند در مقالات مختلف به تفوق اندیشه‌های مردمدارانه در علوم اشاره کرده بودند و نشان دادند که چگونه علم و شناخت بشری با تأثیر این اندیشه‌ها نتایج غلطی در علم به بار آورده است. گفته می‌شود که این کتاب «تأثیری انقلابی بر استنتاج محض در فلسفه نهاد.» هاردینگ در آخرین مقاله این کتاب با عنوان «چرا نظام جنس-جنسیت تنها اکنون آشکار شده است؟[۸] تلاش می کند تا ناکارآمدی نظامهای شناخت شناسی مرسوم: تجربه گرا، مارکسیست و کابرد نسبی گرا را در توضیح ابژه نوظهور نظام جنس-جنسیت" [۹]توضیح دهد. او در این مقاله می‌کوشد تا اثبات کند ناکارآمدی نظامهای شناخت‌شناسانه موجود، حضور نظام‌های شناختی جایگزینی را طلب می‌کند.

تاکید بر منظر‎گرایی اضافه به جای معرفت مطلق

«ساندرا هاردینگ» معتقد است هر جا که فمینیست‎‌ها وارد عرصه شناخت‌‎شناسی شده‎‌اند علم متمایزی را بر اساس نظریه فعالیت جنسی شده و تجربه اجتماعی رقم زده‎‎‌اند.[۱۰] آن‎ها به دنبال پیوند زدن معرفت‌‎شناسی با جنسیت هستند. از این رو مدعی هستند که باید پژوهش‌‎های آن‎ها به نفع زنان بوده و جهان بهتری را برای آن‎ها بسازند. نتیجه این رویکرد منظرگرایی یا توجه به دیدگاه در معرفت‎‌شناسی فمینیستی است. «منظرگرائـی روش مسلط‌ معرفت‌‌شناسی در زنـدگی معاصـر‌ اسـت‌ کـه در رقابـت بـا پارادايم پوزيتيويسم (به عنوان ديدگـاه مـسلط)، جايگزين آن شده اسـت‌. مطـابق‌ منظرگرائی فاعلان شناسايی هرگز مستقيما به‌ واقعيت‌ به عنوان‌ چيـزی در‌ ذات خـود نمي‌نگرنـد؛ بلکـه‌ نگرش آن‎ها برخواسته از تمايلات شخصي، فـرض‎‌ها و دانش پيشين آن‎ها است.»[۱۱] وقتی‌ ما از منظرها و زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ اشيا می‌نگريم، تصاوير مختلفی از آن‎ها به‌ دست‌ می‌آوريم. طرفداران‌ فمينيسم‌ می‌گويند زنان‌ و مردان‌ از زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ واقعيت‌ می‌نگرند؛ لذا ديدگاه‌ آن‎ها نسبت‌ به‌ واقعيت، با يكديگر متفاوت‌ است. آن‎ها هم‌چنين‌ ادعا می‎‌كنند كه‌ نه‌ تنها ديدگاه‌ و منظر زنان‌ نسبت‌ به‌ مردان‌ متفاوت‌ است، بلكه‌ اين‌ منظر، امتيازی‌ ويژه‌ و مزيتی خاص‌ بر منظر و ديدگاه‌ مردان‌ دارد. خاستگاه نظریه دیدگاه مارکسیسم است.

نقد دیدگاه

فمینیسم با توجه به نظریاتی همچون «منظرگرایی» نشان می‎دهد که در عرصه معرفتی به انکار معرفت مطلق پرداخته و خصوصا با جنسیتی کردن معرفت، خوانش‎‌های مختلف از معرفت را موجه می‎داند. در حقیقت نسبی‎‌گرایی معرفتی با نفی ملاک شناخت حقیقی و تمییز آن از شناخت غیر حقیقی، به انکار موجه بودن معرفت پرداخته و معرفت را محصول برخورد ادراک‎‌کننده با جهان خارج می‎داند. از این رو به اعتقاد آن‎ها شیئ خارجی بر سیستم ادراکی انسان تاثیر گذاشته و فعل و انفعالات ذهنی را نتیجه می‎‌دهد. در اثر این فعل و انفعالات است که معرفت به وجود می‎آید. نتیجه سخن آنان این است که حقیقت و معرفت حقیقی معلول برخورد و تاثیر و تاثر عالم خارج و ذهن بشر است.[۱۲] طبق این دیدگاه است که معرفت-شناسي فمينيستي براساس اين مبنا بیان می‌‎دارد كه جنس و جنسيت كه از عوارض جسم و روحيات و نقش‌هاي اجتماعي زن و مرد است، مي‎تواند معرفت را تحت‎تأثير قرار دهد و به همين جهت معرفت مردانه و معرفت زنانه با يكديگر تفاوت مبنايي دارند. به عنوان نمونه فمینیسم اسلامی درصدد خوانش دوباره‌‎ی منابع چهارگانه‌‎ی دین اسلام است و بر این باور است که برداشت‎ها و اجتهادهای مردانه، سبب قرائت ‎های ناقص و یک جانبه ‎ای از متون مقدس شده است. در‎حالی‎که اگر این قرائت با نگاهی زنانه بازبینی شود، ممکن است احکام ‎ متفاوتی از آن استخراج گردد. نقدی که به نسبیت‎‌گرایی فمینیسم وارد است این است که ادعای نسبی بودن همه شناخت‌ها، خود یک قضیه مطلق و کلی و دائمی است بنابراین حداقل یک شناخت مطلق اتفاق افتاده است. و اگر مدعی شوند که این قضیه هم نسبی است، پس دلالت بر مدعای آن‎ها نمی‎‌کند. یعنی در بعضی موارد صحیح نیست پس قضیه مطلق و دائمی وجود دارد.[۱۳]

فارغ از نقد کلی نسبیت می‎توان به این نکته اشاره کرد که همه انسان‎ها حداقل با علم حضوری در درون خود حقایقی را به صورت مطلق درک می‎کنند. در دایره علوم حصولی نیز بسیاری از حقایق مطلق وجود دارند که همگان به آن اذعان دارند مانند وجود هستی و اصل وجود انسان. در میان سایر حقایق نیز می‎توان موارد بسیاری را یافت که فارغ از جنسیت، نژاد و طبقات اجتماعی و... ثابت بوده و در برخورد با فاعل شناسا تغییری در آن‎ها رخ نمی‎دهد. با توجه به نقدهای وارد شده بر نسبیت معرفت‌‎شناسی، می‎‌توان ایرادات وارده بر دیدگاه تفاوت معرفت زنانه و مردانه و همچنین بطلان تفوق معرفت زنانه بر معرفت مردانه را نیز استنتاج کرد. از این رو نمی‎توان گفت صرفا به دلیل جنسیت متفاوت، زنان برداشت متفاوتی از حقیقت داشته و یا حقیقت با برداشت‎‌ها زنانه تفاوت پیدا خواهد کرد. همچنین طبق این نقد، دیگر تفاوتی وجود ندارد تا یک دیدگاه بر سایر دیدگاه‎ها برتری پیدا کند. علاوه بر آن در صورتی که تفاوت معرفت زنانه و مردانه پذیرفته شود، دلیلی بر برتری معرفت زنانه وجود نداشته و این ادعا مستند به استدلال متقنی نیست. زیرا در حاشیه فعالیت‎‌ها، اجتماعی بودن و عدم بهره مندی از نظام اجتماعی و حتی فعالیت بیشتر برای تولید کالا نمی‎‌تواند دلیلی بر برتری در معرفت‎‌شناسی زنان باشد. در صورتی که این مطلب نیز پذیرفته شود، شمول آن بر همه زنان مورد خدشه و اشکال است. این نکته حائز اهمیت است که نقدهای نسبی‎‌گرایی که در معرفت‌‎شناسی فمینیسم بیان گردید در حوزه نسبی‎‎گرایی هستی‎‌شناسی و ارزش‎‌شناسی نیز وارد است.

آثار

- هاردینگ، ساندرا. (۱۳۸۰). از تجربه گرایی فمینیستی تا شتاخت شناسی های دارای دیدگاه فمینیستی» در کھون، لارنس، متن های برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم. ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. ویراستار فارسی عبدالکریم رشیدیان. تهران: نشرتی، صص۶۴۶-۶۶۷

دو مقاله دیگر از هاردینگ هم به زبان فارسی برگردانده شده است که متأسفانه ترجمه های آنها از کیفیت خوبی برخوردار نیست

- هاردینگ، ساندرا، (۱۳۸۲)، جنسیت و علم، در مجموعه فمینیسم و دانش های فمینیستی: ترجمه، تحلیل و نقد مجموعه مقالات دایره المعارف روتليج، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، صص

۲۱۹-۲۳۶ - هاردینگ، ساندرا (۱۳۸۴). فصل زنان ها مجموعة ازرا و دیدگاههای فمینیستی، به کوشش نوشین احمدی خراسانی و دیگران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ص۲۸-۴۸

  • Sciences From Below: Feminisms, Posicolonialisms, and Modernities Forthcoming 2008 Duke university press.
  • Science and Social Inequality: Feminist and Postcolonial Issues. 2006. University of Illinois Press.
  • The Feminist Standpoint Theory Reader. Edited. 2004. Routledge.
  • Science and Other Cultures Issues in Philosophies of Science and Technology, coedited with Robert Figueroa. 2003. New York: Routledge.
  • Decantering the Center: Philosophy for a Multicultural. Pontcolonial and Feminist World. With Uma Narayan. Bloomington: Indiana University Press, 2000.
  • Is Science Multicultural? Postcolonialisms, Feminisms, and Epistemologies. Bloomington: Indiana University Press, 1998.
  • Sex and Scientific Inquiry. With Jean O'Barr. Chicago: University of Chicago Press. 1987
  • The "Racial Economy of Science: Toward a Democratic Future. Bloomington: Indiana University Press, 1993.
  • Whose Science? Whose knowledge? Thinking from Women's Lives. Ithaca, NY: Cornell University Press, 1991 - The Science Question in Feminism. Ithaca: Cornell University Press, 1986.
  • Discovering Reality: Feminist Perspectives on Epistemology. Metaphysics, Methodology, and Philosophy of Science. Co-edited with Merrill Hintikka. 1983. Second edition 2003. 2nd ed. Boston, MA: Kluwer Academie.

پانویس

  1. Sandra Harding.
  2. لارنس کهون، از مدرنیسم تا پست مدرنیسم، ترجمهٔ عبدالکریم رشیدیان و دیگران، تهران: نشرنی، ۱۳۸۴، ص ۶۳۷.
  3. University of California, Los Angeles.
  4. Signs: Journal of Women in Culture and Society.
  5. Feminist standpoint theory.
  6. Merrill Hintikka.
  7. Discovering reality: Feminist perspectives on epistemology, metaphysics, methodology, and philosophy
  8. Why has the Sex/Gender System become visible only now?
  9. Sex/gender system.
  10. نورمن، بلیکی؛ پارادایم‌های تحقیق در علوم انسانی؛ ترجمه سید حمیدرضا حسنی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1393؛ ص234-236.
  11. فی، برایان؛ پارادایم‌شناسی علوم انسانی؛ ترجمه مرتضی مردیها؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، جاپ سوم، 1390؛ ص 123.
  12. مطهری، مرتضی؛ اصول فلسفه و روش رئاليسم در مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، قم: صدرا، چاپ هشتم، 1372؛ج‏6، ص 174.
  13. مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش فلسفه؛ تهران: امیرکبیر، چاپ چهارم، 1383؛ ج2؛ ص 160.